تبليغاتX
کانون سرمایه های فکری
سلام دوستان

امروز در حین مطالعه کتاب  The Knowledge Management Yearbook 1999-2000 به این تعریف از دانش رسیدم :

Knowledge is information combined with experience , context , interpretation and reflection . it is high value form of information that is ready to apply to decisions and actions

نکته جالبی که در این تعریف آقای داونپورت به آن اشاره می کند ویژگی هایی است که به اطلاعات نسبت می دهد تا توانایی تبدیل شدن به دانش را بیابد و این ویژگی ها بدست نمی آید مگر در عمل !

   آیا به نظر شما دانش تنها در ورطه عمل تعریف می شود ؟

   آیا اطلاعات فقط تئوری هستند و هرگاه در عمل به کار رود تبدیل به دانش می شود ؟

   آیا منظور آقای داونپورت واقعا این است ؟

 

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت 9:26 بعد از ظهر |

عنوان مقاله: مديريت بر دانش = مديريت بر خود
مولف/مترجم: پيتر دراکر / مترجمان : محمدرضا عسگري - نيما علي پور
موضوع: مديريت دانش
سال انتشار(ميلادي): 2004
وضعيت: تمام متن
منبع:اينترنت
تهيه و تنظيم: پايگاه مقالات مديريت  www.system.parsiblog.com
مقدمه:
در چند سال آينده وقتي که تاريخ زمان ما نگاشته شود، اينگونه به نظر مي رسد که مهمترين رويدادهايي که مورخان خواهند ديد فناوري، اينترنت يا تجارت الکترونيک نخواهد بود. بلکه آنها يک تغيير و تحول بي سابقه در شرايط زندگي بشري را مورد توجه قرار خواهند داد. براي اولين بار رشد محسوس و فزاينده تعداد انسانها مورد توجه قرار مي گيرد. در نخستين گام آنها مي بايست خود را مديريت کنند که جامعه آمادگي لازم براي انجام اين امر را ندارد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در شنبه 13 تیر1388 و ساعت 0:26 قبل از ظهر |
سلام دوستان

خیلی وقت ها شده که می خواستم درباره ی دانش ضمنی برای کسی توضیح بدم حسابی گیر کردم و نتونستم به صورت کاملا واضح آن را مطرح کنم .

اما فکر می کنم که حکایت زیر بتونه تا حد خیلی زیادی این مفهوم با ارزش را بیان کند :

مهندسي بود كه در تعمير دستگاه هاي مكانيكي استعداد و تبحر داشت. او پس از

3۰سال خدمت صادقانه با ياد و خاطري خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شركت
درباره رفع اشكال به ظاهر لاينحل يكي از دستگاه هاي چندين ميليون دلاري با او
تماس گرفتند. آنها هر كاري كه از دستشان بر مي آمد انجام داده بودند و هيچ كسي
نتوانسته بود اشكال را رفع كند.
بنابراين، نوميدانه به او متوسل شده بودند كه در رفع بسياري از اين مشكلات
موفق بوده است. مهندس، اين امر را به رغبت مي پذيرد. او يك روز تمام به وارسي
دستگاه مي پردازد و در پايان كار، با يك تكه گچ علامت ضربدر روي يك قطعه مخصوص
دستگاه مي كشد و با سربلندي مي گويد: «اشكال اينجاست!»
آن قطعه تعمير مي شود و دستگاه بار ديگر به كار مي افتد. مهندس دستمزد خود را
50000 دلار معرفي مي كند. حسابداري تقاضاي ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفي
مي كند و او بطور مختصر اين گزارش را مي دهد: «بابت يك قطعه گچ: 1 دلار و بابت
دانستن اينكه ضربدر را كجا بزنم: 49999 دلار»

امیدوارم مفهوم دانش ضمنی دیگر کاملا مشخص شده باشد !

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 11:10 بعد از ظهر |
در سال 1990 بسياري از‌انديشمندان وکارشناسان مباحث توسعه، بر مدلي از توسعه انگشت گذاشتند كه در پياده‌سازي و اجراي آن حاکميت مردم به عنوان بازيگران واقعي به رسميت شناخته شود. درطي زمان و با‌ترکيب شدن و تاثير گرفتن از جريانات فکري و تحولات جهاني آن سال‌ها، توسعه پايدار به عنوان مدل نويني از توسعه مورد بررسي و چالش قرار گرفت. ورود به هزاره سوم با پيشرفت‌ها و فناوري‌هاي مختلف در تمامي‌ابعاد علمي‌ و فني همراه بود و مردم‌اين دوره براي عصري که در آن زندگي مي‌کردند عنوان عصر اطلاعات را برگزيدند. 
 تنوع و گسترش ابزار و زير ساخت‌هاي تکنولوژيکي از يک سو و توسعه فوق العاده دانش و اطلاعات بشر از سوي ديگر و همچنين تاثير متقابل و فزاينده‌اين دو شاخص عمده عصر اطلاعات که از آن به عنوان فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي ياد مي‌شود باعث شد تا سير توسعه تکنيک و دانش سريع‌تر از قبل شود. 
 با‌اين زمينه لازم بود که انسان به عنوان بازيگر اصلي اين عرصه هويت و نقش تازه‌اي براي خود بيابد.
 لذا با‌اين هدف و با توجه به تجربيات گذشته از مدل‌هاي مختلف توسعه و همچنين با بررسي نقش و جايگاه انسان در هريک از آنها، به تعريف جديدي از توسعه بر اساس محوريت انسان دست يافت و آن را توسعه دانايي محور نام نهاد.
انسان عصر اطلاعات براي پايه ريزي و ساخت جامعه اطلاعاتي نياز به طراحي و استاندارد سازي اصول و چارچوب‌هاي توسعه با توجه به اولويت‌ها، ظرفيت‌ها و امکانات جديد داشت.
بنابراين مبحث توسعه در قرن بيست و يکم نيز به عنوان يک عنصر محوري در برنامه‌هاي عمومي‌جوامع مختلف مورد توجه قرار گرفت. 
 اما آنچه که توسعه دانايي محور را به عنوان يک الگوي جديد و جامعه دانايي محور را به عنوان منعطف‌ترين جامعه از ساير مدل‌ها و جوامع جدا مي‌سازد توجه جدي‌اين مدل به مبحث توسعه منابع انساني به عنوان يک زير ساخت اساسي است.
 
 

اين مدل توسعه با ديدگاه فوق العاده پر اهميتي که براي آموزش قايل است جايگاه ويژه‌اي را براي خلاقيت، فرهنگ، مشارکت، تعليم و‌ تربيت عمومي، آموزش‌هاي عالي، دسترسي عمومي‌به امکانات و دانش، تامين نيازهاي اساسي و بنيادين انسان به عنوان اولويت و استاندارد در نظر گرفته است. 
 بنا براين جامعه دانايي محور با توجه به نقش و اهميت بالايي که براي انسان قايل است و استانداردهايي که پيش روي او گذاشته است سعي مي‌کند نيازهاي انساني را از ميان‌اين استانداردها و اولويت‌ها پيدا کند و در رفع و بهبود آنها تلاش کند.
آموزش در جامعه دانايي محور به عنوان يک رکن اساسي بهترين بستر براي توسعه اطلاعاتي است و ‌اين توسعه اطلاعاتي دقيقا به خاطر اهميت دادن به نقش والاي تمامي انسان‌ها و به اصطلاح شهروندان جامعه دانايي محور است.
 از سوي ديگر، دستيابي به يک جامعه دانايي محور بدون توجه و پرداختن به موضوع‌ تربيت نيروهاي انساني متخصص در تمامي زمينه‌هاي مورد نياز جامعه براي قرار گرفتن در جريان توليد، طبقه‌بندي و انتقال اطلاعات، امري غير ممکن و محال جلوه مي‌کند. بنابراين مي‌طلبد که در تعيين اولويت‌هاي آموزشي براي جامعه دانايي محور نقش و جايگاه ويژه‌اي براي مساله توسعه منابع انساني قايل شويم، زيرا انسان رکن به عنوان توسعه بايد محور اساسي برنامه‌ها و روش‌هاي توسعه باشد و‌اين امکان برايش فراهم شود تا در قالب جامعه دانايي محور قادر به پرورش خلاقيت‌ها و استعداد‌هاي خود باشد.

نویسنده : دکتر شریعتمداری

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در جمعه 2 اسفند1387 و ساعت 8:13 بعد از ظهر |

The Sky's the Limit:
Using Social Search to Deliver
Web 2.0 to the Air Force
As companies struggle with how to bring Web 2.0 into their organizations, the U.S. Air Force has already found the answer. The Air Force is using social search to harness the power of its greatest asset – its people. Through Air Force Knowledge Now, service members are able to tag, annotate, rate and share search results leading to greater collaboration among the armed forces.
Listen as Randy Adkins, Director of the Air Force Center of Excellence for Knowledge Management, describes how he chose social search as an enabling technology – and how he was able to get the project funded. Jim Murphy, Research Director at AMR Research, and Stacy Monarko, Vivisimo Product Manager, will also provide valuable insight on Web 2.0, social search and collaboration.
Join the Air Force, AMR and Vivisimo at 11 a.m. PT on Tuesday February 24 (2 p.m. ET) to learn:
How the Air Force is using social search to jump-start collaboration among service members
How enterprise search provides the “glue” that enables others in your organization to tap into your existing work – and eliminate rework
How to leverage the Air Force’s lessons learned for the enterprise
Other practical Web 2.0 technologies and tips that companies can use

آدرس سایت برای رجیستر کردن :

 http://www.kmworld.com/Readers/Subscriber.aspx?Redirect=http://www.kmworld.com/webinars/register.aspx?EventID=132

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در جمعه 2 اسفند1387 و ساعت 7:59 بعد از ظهر |

چند روز پیش داشتم فیلم " مارکو پلو " رو میدیدم که در یکی از سکانس های فیلم جمله ای توجه من رو بدجوری به خودش مشغول کرد .

در این سکانس مارکو پلو به همراه کاروان در حال استراحت در بیابان بود و از این فرصت استفاده می کرد و داشت تجربیات و خاطرات سفرش رو می نوشت که ناگهان عمویش کاغذ و قلمش رو میگیرد و به او می گوید :

Knowledge is power you dont let to share it Marko

این جمله و طرز تفکر آن زمان خیلی برام جالب بود و خیلی به فکر فرو بردم که با تمام این فشار ها مارکو خاطراتش رو نوشت و پس از بازگشتش هم اون رو در اختیار سایرین قرار داد .

به نظرتون اون به ارزش نشر دانش پی برده بود؟

آیا این جمله و مار این مرد بزرگ براتون جالب نبود ؟

شما هم به فکر افتادین ؟

با این که فیلم رو تا انتها ندیدم ولی به طرز عجیبی من رو درگیر خودش کرده !

امیدوارم نظرات شما رو هم بشنوم !

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در یکشنبه 20 بهمن1387 و ساعت 10:46 بعد از ظهر |
مقدمه : در زمانه‌ای هستیم که وب هم ، هر از چندگاه مانند نرم‌افزارها ،
نسخه‌های ‏جدیدی پیدا می‌کند که با اعداد مشخص می‌شوند. تقریبا سه سال پیش در
شرایطی که ‏برخی سقوط پدیده «دات کام» را پیش‌بینی می‌کردند ، شخصی به نام ‏Dale
‎Dougherty
‏ ، رؤیای چیزی به نام وب ۲ را در سر می‌پروراند. رؤیای شخصی
او خیلی ‏زود رنگ واقعیت به خود گرفت. در آغاز وب ۲ ، فقط یک ادعا بود ، ادعایی که
می‌گفت ، ‏اینترنت بار دیگر به پا خواهد خواست. ولی وقتی شرکت رسانه‌ای ‏O’Reilly‏
در نخستین ‏کنفرانس وب ۲ در اواخر سال ۲۰۰۵ ، شرکت کرد ، اصطلاح وب ۲ همگانی شد و
خبر از ‏یک انقلاب آنلاین داد ، انقلابی که شبکه جهانی اینترنت را «مردمی» می‌کرد.‏
 در مورد هر سایت ، سرویس و یا فن‌آوری‌ای که باعث رواج اشتراک و مشارکت در
اینترنت ‏شود ، می‌توان اصطلاح وب ۲ را به کار برد. بنابراین وبلاگ‌ها ، ویکی‌ها ،
برچسب‌ها ، خروجی‌های فید ، دلیشس ، فلیکر ، مای ‏اسپیس ‏MySpace‏ و یوتیوب همه «وب
دویی» هستند.‏

از آنجا که وب ۲ ، مفهوم‌های نامتناجسی را پوشش می‌دهد ، برخی این سؤال را مطرح
‏کرده‌اند که چنین نام‌گذاری‌ای واقعا تا چه حد می‌تواند بامعنا و سودمند باشد. ولی
شکی ‏وجود ندارد که نامگذاری این مفهوم نقطه عطفی در هشیاری جمعی ماست. ‏ اکنون
تاریخ وب به دو مرحله جداگانه تقسیم می‌شود: بعد از وب ۲ و قبل از آن.‏ همین موضوع
سؤالی را در ذهن متبادر می‌کند : وب ۳ چگونه چیزی می‌تواند باشد؟

سخن گفتن از وب ۳ به دلایل مختلف و در شرایطی که وب ۲ در حال پیشرفت است ،
‏دشوار است.‏

اساسی‌ترین جزء وب ۳ را می‌توان وب «معنایی» ‏Semantic Web‏ دانست ،
‏اصطلاحی که به وسیله تیم برنرز لی ‏Tim Berners-Lee‏ مخترع اینترنت ، ابداع شد.
‏اصولا وب معنایی به زمان و مکانی اشاره دارد که در آن همه ماشین‌ها می‌توانند درست
‏به همان نحوی که انسان‌ها وب را می‌خوانند ، به مطالعه وب بپردازند ، محلی است که
‏در آن موتورهای جستجو و نرم افزارها می‌توانند به شیوه بهتری وب‌گردی کنند تا چیزی
را ‏که به دنبال آن هستیم پیدا کنند. وب ۳ را همچنین می‌توان استانداردی تعریف کرد
که ‏وب را مبدل به یک پایگاه داده‌های بزرگ می‌کند. ‏

ماهنامه رایانه خبر ، علیرضا مجیدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در جمعه 11 بهمن1387 و ساعت 10:13 بعد از ظهر |
عضو ایرانی ناسا و دارنده کرسی مدیریت دانش در آلمان:
مدیریت دانش به جایگاه بالاتر فناوری اطلاعات می‌انجامد
با استفاده از مدیریت دانش، فناوری اطلاعات به جایگاه بالاتری رسیده و استفاده مناسب‌تری از آن صورت خواهد گرفت.

به گزارش خبرنگار سیتنا، پروفسور مجید فتحی، عضو ایرانی ناسا و دارنده کرسی مدیریت دانش در آلمان، در نشست خبری که امروز صبح برگزار شد، اظهار داشت: با استفاده از مدیریت دانش، مقوله‌های علمی با سهولت بیشتری به افراد منتقل شده و از صرف هزینه و وقت زیاد جلوگیری می‌شود.
وی، در زمینه جایگاه IT در دانش، افزود: با وجود حرکت در جریان فناوری اطلاعات، اما برای موفقیت بیشتر در رقابت‌های صنعتی و قرار گرفتن آن در جایگاه مناسب، استفاده از ابزارهای دیگر همچون مدیریت دانش لازم است.
فتحی، خاطرنشان کرد: فناوری اطلاعات، با تمام گستردگی، یک قسمت از مدیریت دانش را تشکیل می‌دهد و با استفاده از مدیریت دانش می‌توان استفاده بسیار مناسب‌تری از IT داشت.
وی تصریح کرد: IT پایه واساس بخشی از دانش جاافتاده‌ای است که طی زمان زیادی به وجود آمده و به ابزاری تبدیل شده که نیازمند مدیریت دانش است.
فتحی، در خصوص ارتباط صنعت، دانشگاه و جامعه، گفت: ارتباط نزدیک این سه حوزه در هر کشوری باعث بالا و یا پایین رفتن موضع اقتصادی و فرهنگی می‌شود.
وی افزود: در صورت برقراری ارتباط نزدیک دانشگاه و صنعت در حوزه فناوری اطلاعات، استفاده از آن کاربردی‌تر خواهد شد که متاسفانه این امر در کشور ما بسیار کمرنگ است.
فتحی افزود: برقراری ارتباط و تعاملات نزدیک میان دانشگاه، صنعت و جامعه نیازمند پیگیری از سوی هر سه حوزه بوده و مدیریت دانش نیز می‌تواند به بررسی این موضوع کمک کند.
انتهای پیام

به نقل از سیتنا (اینجا)

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در چهارشنبه 11 دی1387 و ساعت 10:36 بعد از ظهر |
امروزه ديگر همه گروههاي کاري و علمي اذعان دارند، براي اينکه سازمانها بتوانند در دنياي تجاري و رقابتي يک حضور مستمر و پايداري داشته باشند، بايد حول محور علم و دانش فعاليت کنند.

 علي رغم اينکه دانش به عنوان منبعي براي بقاي سازمانها ضروري و حياتي است و شرط موفقيت سازمانها در تجارت جهاني دستيابي به يک دانش و فهم عميق در تمامي سطوح است، اما باز هم بسياري از سازمانها هنوز به مديريت دانش به طور جدي توجه نکرده اند.

بايد توجه داشت که جهان کنوني نيازمند پاسخگويي سريع است. سازگاري بي درنگ، نتيجه گيري سريع و بالاتر از همه نياز رشد فردي، متاثر از دگرگونيهايي است که نيازمند دانش و خلاقيت است. گاهي به اشتباه مديريت دانش و مديريت اطلاعات يکي تلقي مي شوند و حال آنکه اين دو يکي نيستند.

 مـديريت اطلاعـات به طور مشخص بر داده ها تمرکز دارد. اما دانش در حقيقت داده هايي هستند که در يک زمينه مشخص قرار گرفته

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در دوشنبه 25 آذر1387 و ساعت 0:28 قبل از ظهر |


Semantic Web and Knowledge Management

یکی از مشکلاتی که در زمینه شناسایی دانش با آن روبرو هستیم، عدم ارتباط صحیح و بیان دقیق مفهوم مورد نظر بین کاربر و کامپیوتر است. به عنوان مثال فرض کنید در یک سیستم مدیریت دانش و یا حتی عمومی تر، در یک موتور جستجو به دنبال مفهوم و مقصود مورد نظر خودتان هستید. کلید واژه هایی که شما برای این منظور وارد می کنید متشکل از چند کلمه ساده می باشد که سیستم های فعلی به دنبال کلمه های شما می گردند و در واقع مفهومی که در این کلمات وجود دارد را تشخیص نمی دهند. وب معنایی ابزاری قدرتمند و از نسل جدید وب است که انقلاب بزرگی در زمینه مدیریت دانش ایجاد کرده است.
مفهوم شناسی ماحصل وب 3 است. در وب 1 اطلاعات توسط صاحبان اطلاعات عرضه می شود. مثال خیلی ساده همین بلاگ! شما تنها مشاهده کننده  اطلاعات هستید. در وب 2 کاربران نیز اطلاعات خود را به نمایش می گذارند. مثال خیلی خوب برای وب 1 و وب 2 دایرة المعارف های Britannica و Wikipedia می باشد. در ویکی پدیا شما تنها اطلاعات منتشر شده را منتشر نمی کنید، بلکه تمامی اطلاعات موجود در آن جا توسط من و شما و سایرین جمع آوری شده و ما نیز در آن ها سهیم هستیم. اما بریتانیکا از نسل اول وب است. شکل ذیل نیز مثال مفیدی را بیان می کند.

شکل برگرفته از اینوتکس ایران

وب 3 که بر مبنای معنا گرایی و هستی شناسی Ontology عمل میکند، کاملا متفاوت است. در وب 3 سیستم ها واقعا حکم یک همکار یا بهتره بگم یک دستیار دانا را برای شما ایفا می کنند و می توانید به آن ها اعتماد داشته باشید. دیگر درخواست های دانشی خود را به صورت ابتدایی فعلی مطرح نخواهید کرد.
حال تصور کنید این معنا گرایی چه تاثیری در سیستم های مدیریت دانش خواهد داشت. متاسفانه عرصه وب در ایران هنوز هم در وب 1 غوطه ور است و جایگاه مناسبی ندارد.
اخیرا با یکی از اساتید امریکایی که در این حوزه فعالیت دارند در خصوص یکی از سیستم های مدیریت دانش و مقالاتشان سوالی پرسیدم. بعد از مدتی از فعالیت های خودمان در ایران و سیستم هایی که در ایران تولید شده است، برایشان گفتم. اما وقتی که فعالیت های ایشان و گروهشان را با دقت بررسی کردم، دستاورد های ایرانی حوزه مدیریت دانش را در مقالات منتشر شده سال های 1990 و 1991 ایشان دیدم و حتی بسیار کاملتر!

در حال حاضر معنا گرایی در حوزه مدیریت دانش از مباحث قوی و به روزی می باشد که اخیرا در ایران هم در سطح مطالعات دانشگاهی فعالیت هایی صورت پذیرفته است. پیشنهاد می کنم گر به دنبال موضوع جدیدی هستید و تاکنون خیلی بر این موضوع مطالعه ای نداشتید، حتما آن را بررسی کنید. برای آشنایی ابتدایی اطلاعات اولیه ای که در اینجا و اینجا آمده، مفید است. همچنین بلاگ وب معنایی و اسلاید هایی از دو دانشگاه در تایوان و فرانسه.
چنانچه تا حدودی با semantic آشنایی دارید این مقاله  و این مقاله را پیشنهاد می کنم. همچنینی لینک های مفید ذیل:
Semantic-Web-Based Knowledge Management
Knowledge Management and the Semantic Web: From Scenario to Technology

فکر می کنم موارد فوق برای شروع مناسب باشند. به زودی موراد جدید تر و تخصصی تری هم اضافه خواهم کرد. چنانچه شما نیز مطالب مفیدی در این حوزه دارید، حتما ارسال نمایید. این بلاگ صرفا جهت انتشار همین دانش هاست. تاسف بنده را هم پذیرا باشید که بلاگ از نسل دوم وب نیست!

برگرفته از وبلاگ مرکز نخصصی مدیریت دانش ( اینجا )
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در چهارشنبه 20 آذر1387 و ساعت 11:58 بعد از ظهر |
سلام

سعی کردم در این پست یک توضیح مختصر در مورد  CKM بدم .به این حال یک مقدار طولانی شد . امیدوارم با حوصله بخونید و نظراتتون رو در موردش بهم بدین .

در نگاه اول CKM ممکن است تنها نام دیگری برای CRM یا KM به نظر برسد. اما مدیران دانش مشتری در برخی جوانب نیازمند نگرشی متفاوت از شیوه رایج در KM و CRM هستند.







به عنوان یك مشخصه CRM ، مدیران روابط مشتری پیش از همه بر دانش از مشتری تمرکز دارند تا بر دانش درباره مشتری. به بیان دیگر، سازمانهای باهوش دریافته‏اند که مشتریانشان آگاه‏تر از کارمندی هستند که دانش را از میان فعل و انفعال مستقیم با مشتری و همچنین پرس و جوی دانش در مورد مشتریان از نمایندگان فروش جستجو می‏کند. مدیران دانش هم، بر روی تلاش در تبدیل کارمندان از جمع‏کنندگان دانش به تسهیم‏کنندگان دانش تمرکز دارند، این امر معمولاً توسط نقشه‏های تسهیم دانش مبتنی بر اینترانت اجرا می شود. در مقابل تمرکز اختصاصی KM روی تشویق و تقویت روابط مولد و مشارکتی در راستای شعار «اگر ما تنها می‏دانستیم که چه می‏دانیم» CKM بعد دیگری را پیشنهاد می‏کند «اگر ما تنها می‏دانستیم که مشتریان چه می‏دانند». اما چرا مشتریان می‏خواهند دانش خود را برای خلق ارزش برای شرکت تسهیم کنند و سپس برای دانش خود که در محصولات و خدمات شرکت بسط یافته پول پرداخت کنند؟ این امر به تغییر نگرش نسبت به مشتریان به عنوان نهاد دانش باز می‏گردد. این تغییر نگرش مفهوم گسترده ای دارد. مهم تر از همه مشتری از یک دریافت کننده منفعل محصولات و خدمات آن‌گونه که در مدیریت دانش سنتی بود، رها شده است. همچنین مشتری از اسارت در زنجیره برنامه رایج وفاداری مشتری در CRM نیز رهایی یافته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در دوشنبه 4 آذر1387 و ساعت 1:41 قبل از ظهر |
  استفاده از "کارمندان دانش" کلید موفقیت در ربع آتی قرن است واز این کلید اینک در گوگل استفاده می شود.

در گوگل، پیتر دراکر، مدیری بود که چگونگی مدیریت نسل جدید "کارمندان دانش" را به خوبی می دانست.

وی این واژه را در سال ۱۹۵۹ ابداع کرد و عقیده داشت که کارمندان دانش باور دارند که حقوق می گیرند تا موثر باشند نه این که تنها از ساعت ۹ تا ۵ بعدازظهر کار کنند، و چنین کسب و کارهای هوشمند موانع موجود بر سر راه کارمندان دانش را از بین می برد.

 

آن هایی که موفق می شوند بهترین ها را در اختیار خود داشته و مهمترین عامل برای نفع رقابتی را در ۲۵ سال آتی تامین خواهند کرد. دراکر در مورد نحوه استفاده از این نیروها در گوگل توضیح می دهد:

در گوگل، ما به دنبال آن منفعت هستیم. مدیریت ناموفق کارمندان دانش مبحثی است که ما در مورد آن جلسات متعددی برگزار می کنیم زیرا کسانی که آن را به درستی انجام ندهند حذف خواهند شد. ما به ایده های خوبی رسیده ایم و به آن ها فکر می کنیم.

 

 در ذیل، ده اصل کلیدی که ما برای موثرتر نمودن کارمندان دانش خود استفاده می کنیم آمده است. همانند اکثر شرکت های تخصصی، اکثر کارمندان ما را مهندسان تشکیل می دهند بنابراین بر این گروه تمرکز داریم اما برخی از سیاست ها برای تمام کارمندان دانش ما به کار می رود.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در چهارشنبه 22 آبان1387 و ساعت 8:8 بعد از ظهر |

میز بزرگ

دریک سازمان میز بزرگ داشتن هنر نیست ، دل بزرگ داشتن هنر است . چون پشت یک میز هرچه بزرگ باشد یک نفر جای خواهد گرفت . ولی در درون دل بزرگ ، انسانها که سهل است خدا هم جای می گیرد .

سرمایه گذاری روی دانایی

سازمانی که برای دانایی افراد سرمایه گذاری می کند ، میوه کار آیی را می چیند  و سازمانی که برای دانایی افراد سرمایه گذاری نکند چندین برابر بیشتر ، هزینه خطا و اشتباه افراد خودرا پرداخت خواهد کرد .

ارزش کارمند

ارزش یک کارمند را موقعیت و پست سازمانی او مشخص نمی کند ، بلکه ارزش هرکارمندی وابسته به میزان رضایتی است که درمشتری ایجاد می کند.چون رضایت خالق نیز با رضایت مخلوق به دست می آید .

ارتقای شغلی

قانون ارتقای شغلی این است که ابتدا توانمندی و شایستگی داشتن پست و سمت بالارا بدست آوری و سپس از پله های ترقی نردبان بالاروی و فقط به خاطر بسپار که در آخر ، نردبان را نیز نینداز ی تا شاید کسی هم مثل تو خواست خودش را بالابکشد .

فکر

درسازمانی که همه افراد آن سازمان یک جور فکر می کنند ، درحقیقت هیچ کس فکر نمی کند . سازمانهایی که به اندازه ی افراد خود فکر دارند بیشتر از مسائل خود نیز راه حل دارند .

پرسش های خوب

بهترین سازمانها ، آن هایی هستند که افراد را تشویق به پرسیدن سوالات جدید می کنند . بدترین سازمانها آنهایی هستند که جواب های پنجاه سال پیش را درحل مسائل جدید امتحان می کنند .

برگرفته از وبلاگ دوره فراگیر مدیریت اجرایی

 

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در یکشنبه 5 آبان1387 و ساعت 7:6 بعد از ظهر |
ذهن شما مانند یک جریب زمین است که در این زمین شما می توانید هر چیزی را بکارید و آن را پرورش دهید . شما نمی توانید توقع داشته باشید که افکار مثبت و عقایدی مفید را از زمین خود برداشت نمایید پیش از آنکه دانه ای در زمین بکارید .

شما زمینتان را:

 با اندیشه ها بذر افشانی می کنید .

با مطالعه زراعت می کنید

با بحث کردن با همتایانتان حاصل خیز کرده

و با جلوگیری از بروز کسادی و بی روحی سم پاشی می نمایید

تا در نهایت بهترین محصول را از آن برداشت کنید

آرام باشید و برای چند لحظه فقط بیاندیشید . اندیشه ها و عقاید نو و تازه را در هرجا که باشد بیابید و بذر آن را در ذهنتان بکارید .

اما معجزه خارق العاده زمانی رخ می دهد که:

 قابلیت های محصول چیزهایی که داشته اید را عملا در مواجهه با شرایط خاص و در برخورد با مشکلات ببینید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 ذهن شما یک جریب زمین است

بنابراین قدر و ارزش هر قطعه از زمین خود را بدانید .

پروردگار مهربان به همگان موهبت بهره جستن از این نعمات را عطا فرموده است .

برخی از ما مانند مزرعه داری دلسوز با آن برخورد می کنیم اما برخی دیگر بدون هیچ تلاش و دلسوزی توقع برداشت محصول را از آن داریم  .

برگرفته از کتاب ایده های طلایی مدیریت

به نظر من این مطلب به اهمیت سرمایه های فکری و چگونگی تشکیل آن اشاره دارد .

به نظر شما این طور نیست ؟ 

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در چهارشنبه 17 مهر1387 و ساعت 11:51 بعد از ظهر |

براي خلق دانش جديد،دانايي قبلي لازم است. زيرا اين اطلاعات افراد است که منجر به خلق دانش جديد مي شود و همين دانش است كه به دانايي قبلي لازم براي پردازش اطلاعات جديد تبديل مي گردد

 

دانش بشر هر 33 سال دوبرابر می شود، درحالیكه ظرفیت فكری انسانها هر 5/1 تا 3 میلیون سال دوبرابر می شود.

 

 درعصر حاضر تغيير در علم و فن آوري به قدري فزوني يافته است، كه بسياري از متفكرين بر اين عقيده شده اندكه شتاب در نوآوري محصولات و ايجاد دانش جديد از سرعت يادگيري بشر فراتر رفته است. امروزه كشورها بر اساس توانایی آنها در تولید و كاربرد دانش طبقه بندی می شوند. مدیریت دانش به یك موضوع مهم و حیاتی در سازمانها تبدیل شده است و انتشار و اشاعه دانش یكی از فعالیتهای مهم در مدیریت دانش می باشد.

مدیریت دانش به ما كمك می كند تا دانش جدید را انتشار دهیم، فرا بگیریم و از نو بسازیم.

 طی دو دهه اخیر افزایش حجم اطلاعات در سازمانها و لزوم استفاده موثر از آنها در تصمیم های سازمانی، باعث ظهور پدیده ای به نام مدیریت دانش شده است. این امر ضرورت برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و پایش دانش سازمانی همچنین مدیریت فرایند دسترسی به دانش درست به گونه ای كه كارایی و اثربخشی داشته باشد را نشان می دهد.

در عصر كنونی دانش، مدیران سازمانها دریافته اند كه عمر آنها تداوم نخواهد یافت مگر اینكه یك راهبرد برای مدیریت و ارزش گذاری دانش سازمانی خود داشته باشند. با تحولات رخ داده در عرصه جهانی، اكنون توجه مدیران و نظریه پردازان مدیریت بیش از پیش به دارایی های فكری سازمانها معطوف شده است.  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت 0:52 قبل از ظهر |

امروز در حین مطالعه کتاب " چالش های مدیریت در سده ۲۱" ،از پدر علم مدیریت : پیتر دارکر ، با این پاراگراف روبرو شدم :

از همه مهمتر سر برآوردن "منبـــع بنیادین" تازه اطلاعـــات - می باشد ؛ که بر عکس منابع پیشین در        انگــــاره های (تئوریهای)کمبود نمی گنجد و انگاره ویژه خود "فراوانی" را می طلبد . اگر ما چیزی- برای مثال یک کتاب - را بفروشیم دیگر آن را در اختیار نداریم . ولی چنانچه دانش خود را به آن ها بدهیم خودمان هم همچنان آنرا - و شاید افزون تر در دست داریم . دانش هرچه گسترش یابد بر ارزش و اهمیت آن هم افزوده می گردد . گفت و گو از تاثیر این پدیده بر اقتصاد از حوصله این کتاب بیرون استهمین بس که بگویم ما ناچــاریم تا انگـــاره های اقتصادی خود را بازنگـــری کنیم . از دیــد مدیریت هم این پدیده بسیار با اهمیت است . اطلاعات به هیچ صنعت و کسب و کار ویژه ای تعلق ندارد . کاربران نهایی آن هم ثابت و یک دست نیستند - نمی توان گفت که فلان گروه تنها به اطلاعات خاصی نیاز دارد و یا بدان وابسته است . ...

با مطالعه متن بالا به این نتیجه رسیدم که اگرچه پیتر دراکر کتابی با عنوان "مدیریت دانش" ندارد ،اما به عمق و ارزش و اهمیت آن پی برده بود و در آخرین کتابهایش نیز از آن سخن رانده است .

( او این کتاب را در سن ٩٠ سالگی در ١٩٩٠ نوشته است )

 

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در پنجشنبه 28 شهریور1387 و ساعت 10:28 بعد از ظهر |
پست "یک پژوهش جالب " خانم سلامات من رو به یاد این سوال معروف آلن تورینگ در سال ۱۹۵۰ انداخت که پرسید :

آيا ماشين مي‌تواند فكر كند؟

برای آنکه ماشین تولید دانش نماید نخست باید فکر کند و برای آنکه فکر کند باید هوشمند باشد پس به مبحث هوش مصنوعی میرسیم .

 اما براستي هوشمندي چيست؟

در واقع هنوز دانشمندان نتوانسته‌اند تعريف واحدي از هوشمندي ارائه دهند كه مستقل از <هوش انساني> باشد. ما مي‌دانيم كه برخي از ماشين‌ها يا جانداران مي‌توانند هوشمند باشند، اما بشر هنوز نمي‌داند كه مايل است كدام دسته از فرآيندهاي محاسباتي يا پردازشي را هوشمندي بنامد. بنابراين براي پاسخ دادن به اين پرسش كه <آيا فلان ماشين هوشمند است؟> هنوز فرمول مشخصي وجود ندارد

از طرفی نیز شاید هدف اولیه بشر از کار در این زمینه شبیه سازی انسان بوده است ولي امروزه ديگر چنين نيست و اين تصور كه هدف علم هوش‌مصنوعي تنها شبيه‌سازي هوش انساني است، تصوري نادرست است. در حقيقت موضوع شبيه‌سازي هوش انساني عاملي پيش‌برنده در اين حوزه از علم است كه به دانشمندان انگيزه مي‌دهد تا آن را توسعه دهند، اما در خلال روند توسعه، بشر مي‌تواند به دستاوردهايي برسد كه در تمام زمينه‌ها كاربرد دارد

سيستم‌هاي خبره و مبتني بر دانش نمونه‌اي از اين دستاوردهاست. بسياري از نرم‌افزارهاي موسوم به سيستم‌هاي تصميم‌سازي (Decision Making Systems) در شاخه اقتصاد و يا سيستم‌هايي كه در تجزيه و تحليل داده‌هاي علم پزشكي به كار مي‌روند از اين دستاورد بهره مي‌گيرند .

برگرفته از این مقاله(سایت علمی دانشجویان)

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 9:30 بعد از ظهر |
چند وقتی بود که می شنیدم مدیریت دانش آن مرکزیت توجه خود را در جهان از دست داده اما به علت توجه زیادی که در ایران به آن می شود این مسئله زیاد برایم مهم نبود تا چند روز پیش که آخرین پست این وبلاگ را مطالعه می کردم با این صحبت "تام داونپورت" در سال ۲۰۰۰ روبرو شدم که تعریف می کرد حتی همسرش که از مسائل مدیریتی سر رشته ندارد به او پیشنهاد کرده به موضوعات جدید بپردازد(اینجا) .

این جمله و زمان بیان آن (سال اوج گیری KM)تاثیر بسیاری بر من گذاشت. به همین دلیل تصمیم گرفتم که علاوه بر مطالعه ی مدیریت دانش موضوعات جدید در این حوزه  را هم مطالعه کنم .

اولین موضوعی که نظرم را جلب کرد Semantic Web یا همان وب معنایی است که نسل دوم وب ها شناخته می شود و توان ایجاد انقلاب بزرگی در صنعت ارتباطات را خواهد داشت . از بزرگان این جنبش می توان O'Reilly را نام برد . او و همکارانش به شدت در حال کار در این زمینه هستند و هر روز خبرهای تازه ای از دست یافته های خود را منتشر می سازند . 

اگر شما هم موضوعات جالبی سراغ دارید حتما با ما در میان بگذارید ! 

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 3:2 بعد از ظهر |
چند روز پیش با این جمله از بیل گیتس رو برو شدم :

ثروتمندترين مرد دنيا مالك چيزهاي ملموس نيست. نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه كارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و نه سپاهي.
اين نخستين بار در تاريخ بشر است كه ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.
                                              
و جالب ترین چیزی که در این جمله یافتم این بود :
 
 همیشه پولدارترین مرد دنیا ثروتمند ترین مرد دنیا نیست !
 
نظر شما در مورد این جمله چیست؟

 
+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در پنجشنبه 10 مرداد1387 و ساعت 8:15 بعد از ظهر |
ادبیات فارسی ایران یکی از پر بار ترین ادبیات ها در جهان محسوب می شود . توجه شاعران گذشته به

اموری که شاید تنها چند دهه است که اهمیت آن ها برایمان روشن شده بسیار جالب و مثال زدنی

است .

از این رو بر أن شدم تا شما را با یکی از این پدیده های ادبی آشنا کنم .

رودکی از جمله شاعرانی است که در یکی از مهمترین آثار به جای مانده اش " کلیله و دمنه " اهمیت

بسیاری بر دانش قائل شده است .

این چند بیت که از این منظومه انتخاب شده دلیلی بر این مدعا است :

تا جهان بود از سر آدم فراز

کس نبود از راز دانش بی نیاز

 

مردمان بخرد اندر هر زمان

راز دانش را به هر گونه زبان

 

گرد کردند و گرامی داشتند

تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

 

دانش اندر دل چراغ روشن است

وز همه بد بر تن تو جوشن است

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در شنبه 29 تیر1387 و ساعت 6:2 بعد از ظهر |

امروزه ارزش و اهمیت مدیریت دانش و اطلاعات برای مدیران ارگان ها و سازمان ها و شرکت ها و ... واضح

و روشن شده در نتیجه برای رفع این نیاز ایجاد شده شرکت های نرم افزاری نیز به تلاش و تکاپو افتاده اند

شرکت  ABBYY یکی از این شرکت هاست . در سایت این شرکت یک بخش Case_Studies وجود دارد که

مورد های جالبی را بررسی می کند .

 آدرس این شرکت :

http://www.abbyy.com

+ نوشته شده توسط بهار حیدری فرد در شنبه 8 تیر1387 و ساعت 11:8 قبل از ظهر |