تبليغاتX
کانون سرمایه های فکری

موضوعی که در چند پست اخیر توسط دوستان خوبم با عناوین هوشمندی یا توانایی تفکر در روبوت ها مطرح شد، من رو هم نگران کرد که :

"نکنه یه وقت روبوت ها با در دست گرفتن قدرت هوشمندی جای انسان ها رو بگیرن!!!!!"

موضوع هوشمندی در ماشین ها بحث جدیدی نیست. در حال حاضر عناوینی مثل هوش مصنوعی، روبوت هوشمند و ... اصطلاحات پر کاربردی هستد که پیوسته از رسانه های مختلف می شنویم.

اما واقعا" مقصود از این هوشمندی در روبوت ها چیست؟

آیا هوشمندی در روبوت ها همانند هوشمندی در انسان هاست؟؟؟؟

برای پیدا کردن پاسخ این سوال سری به دیکشنری بابیلون و دایره المعارف wikipedia  زدم تا اطلاعات بیشتری درباره لغت هوش و هوشمندی Intelligence,smart,clever پیدا کنم.نتایج جالبی بدست آوردم که بد نیست شما هم بدونید.(در ادامه مطالب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صادق هاشمی در سه شنبه 19 شهریور1387 و ساعت 0:35 قبل از ظهر |

یکی از راههایی که قدما با استفاده از اون دانش و تجربیات خودشون رو به دیگران انتقال می دادن، نامه نگاری یا حک دانششون روی الواح گلی بود.

چند روز پیش مطلب جالبی رو از نشریه مدیریت دانش سازمانی با عنوان آخرین گفتار داریوش کبیر خوندم که در حقیقت وصیت نامه داریوش کبیر برای فرزندش خشایارشاه بود.

نکته جالب توجه اینه که داریوش در این نامه به خوبی تجربیات خودش در زمان حکومتش رو که دربردارنده نکات فوق العاده ارزشمند توحیدی، اخلاقی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی هست رو خیلی واضح و گویا برای آیندگان به یادگار می گذاره.

متن کامل این نامه رو در زیر می بینید:

 

 

+ نوشته شده توسط صادق هاشمی در پنجشنبه 7 شهریور1387 و ساعت 11:18 بعد از ظهر |
پرسش مطرح شده توسط آقای نیری در پست قبلی واقعا" چالش بر انگیز بود. اول می خواستم پاسخ خودمو تو بخش نظرات بیارم اما از اون جاییکه یه کم طولانی بود گفتم به عنوان یه پست جدا بیارمش.


این سوال یکی از اون سوالاییه که بین صاحب نظران مدیریت دانش تفرقه زیادی ایجاد کرده.البته به نظر من این سوال دارای یه سری ایرادات فلسفی هست که بهش اشاره می کنم.
یکی از فرض های اولیه درباره دانش اینست که:

 " دانش عنصر ساخته شده توسط ذهن انسان است"

 با این فرض هر چیزی خارج از ذهن انسان،حداکثر می تواند اطلاعات باشد، نه دانش. بنابر این فرض، خصوصیت اول ذکر شده یعنی چسببنده بودن دانش قابل توجیه است. به این معنا که دانش خود متکی بر زمینه context بوده و با خروج از زمینه (که در اینجا ذهن یک فرد است) دیگر ماهیت دانش بودن خود را از دست می دهد و به اطلاعات تبدیل می شود.بنا بر این فرضیه، "دانش برای دانش ماندن باید به زمینه (ذهن دانشگر) بچسبد".

بنابر فرضیه بالا که توسط آن خصوصیت اول توجیه شد، خصوصیت دوم ذکر شده درباره دانش، یعنی درز پذیری آن قابل توجیه نیست. چون آن چه از ذهن فرد خارج شده و به راحتی انتقال می پذیرد، دیگر دانش نیست اطلاعات است.

البته تنها راه برای انتقال دانش (واقعا" دانش نه اطلاعات) جامعه پذیری است که در آن مالک دانش خود قصد انتقال دانشش را دارد. گرچه در این حالت نیز تنها درصدی از دانش موجود در ذهن مالک انتقال می یابد. این درصد به قدرت بیان مالک توان فهم شنونده و پیچیدگی موضوع بستگی دارد. 

اثبات خصوصیت سوم، یعنی نا ملموس بودن دانش هم با همان فرض بالا قابل اثبات است. در حقیقت بدیهی است که آنچه تنها در ذهن یک فرد وجود دارد و قابل رویت نیست، ناملموس باشد و اندازه گیری آن نیز دشوار باشد.

حال دیدگاه صاحب نظران مدیریت دانش درباره اینکه "آیا دانش مدیریت پذیر است؟"
با توجه به فرضیه و خصوصیات ذکر شده چنین است:

" آری، دانش مدیریت پذیر است"


در حقیقت درست تر است بگوییم مدیریت اطلاعات و دانش امکان پذیر است. البته لازم به ذکر است که اغلب برای ایجاد سهولت در بیان واژه اطلاعات حذف می شود. استراتژی های مدون سازی سازمانها مربوط به مدیریت اطلاعات و استراتژی های شخصی سازی آن ها مربوط به مدیریت دانش است.

 ببخشید که سرتونو درد آوردم!

البته فرضیه های دیگری درباره دانش وجود دارد که بررسی پرسش ذکر شده با توجه به این فرضیه ها را به فرصت دیگری موکول می کنم.

 

+ نوشته شده توسط صادق هاشمی در یکشنبه 27 مرداد1387 و ساعت 10:5 بعد از ظهر |

سازمان یادگیرنده

فایل تصویری flv

حجم فایل 9MB

سازمان یادگیرنده

+ نوشته شده توسط صادق هاشمی در یکشنبه 20 مرداد1387 و ساعت 10:23 بعد از ظهر |
راستش مطلب جالب خانم حیدری فرد درباره آقای دانش یعنی بیل گیتس منو مجبور کرد که عکس تابوت بیل گیتس رو که اخیرا" تو یکی از سایتا پیدا کردم براتون بذارم.

این عکس مصداق بارز بیت "زگهواره تا گور دانش بجوی " هست.

تابوت بیل گیتس

+ نوشته شده توسط صادق هاشمی در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت 5:10 بعد از ظهر |

نرم افزارهای مدیریت اطلاعات و دانش آری یا خیر؟؟؟

بحث بر سر سیستم ها و نرم افزارهای مدیریت اطلاعات و دانش است که امروزه به سرعت در حال رشد هستند و راه خود را به خانه های کاربران و نیز سازمان های پیشرو باز کرده اند. سوال اینست که آیا این نرم افزارها اصلا" مفید هستند و آیا مشکلات اطلاعاتی حاضر را حل می کنند، یا برعکس. بر مشکلاتمان می افزایند.؟! بحث بر سر سنت گرایی و مدرنیسم است. آیا همان سیستم های اطلاعاتی سنتی نظیر دفترداری،  پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی جوامع نیستند و حتما" باید از نرم افزارهای   پیچیده ی نوین که اکنون توسط تعداد زیادی مهندس نرم افزار، IT و هوش مصنوعی خلق می شوند، استفاده کرد؟

مشکل از همین جا شروع می شود. همواره در این باره دو دیدگاه کلی وجود داشته است. عده ای استفاده از راهکارهای سنتی را درست دانسته و گروه دیگر را به تکنولوژی زدگی متهم می کنند. دسته ی دیگر نیز که پیرو مدرنیسم هستند و رشد و توسعه ی ابزار فناوری اطلاعات  و نیاز جوامع به سرعت و دقت در انتقال اطلاعات را دلیل اصلی خود برای رجوع به این ابزار می دانند، سنت گرایان را عقب ماندگانی می پندارند که از قافله ی علم و فناوری بازمانده اند.

راستی کدامیک از این دو نگرش درست است؟ من که می گویم هیچ کدام! قبل از اینکه دلیل این نگرش خود را شرح دهم، مفهوم تکنولوژی زدگی را بیان می کنم.

اصولا" از دید هستی شناسی، تکنولوژی چیزی نیست جز ابزاری برای کمک به انسان در راه رسیدن به اهدافش. از همان ابتدای انقلاب صنعتی نیز تکنولوژی چیزی جز این نبود. ابزاری برای انسان، به منظور هرچه بهتر و سریعتر انجام دادن کارها و در نتیجه افزایش کارایی و اثربخشی فعالیت ها.

پس دید اولیه ی بشر به فناوری، دیدی ابزاری بوده است. نه مبتنی بر هدف. حال اگر همین ابزار جای خود را به هدف دهد چه پیش می آید؟! دقیقا" همان اتفاقی که در دهه گذشته بر سر فناوری اطلاعات افتاد. تا جایی که در برخی از شرکت های غربی، دو نفر که در سر کار بر دو میز کنار هم کار می کنند، مجبورند برای پرسیدن سوال از یکدیگر، به هم ای- میل بزنند !

 

چه شده است ؟؟؟؟

 

فناوری اطلاعات که خود روزی گره های ارتباطی و اطلاعاتی ما را باز می کرد، اکنون دست و پایمان را گرفته است. ( البته این مسئله با مدیریت اثربخش اطلاعات و فناوری آن قابل حل است. در حقیقت یکی از اهداف مدیریت دانش نیز همین است .) و این با هدف اصلی فناوری اطلاعات که کمک به انسان در راستای استفاده بهتر و بیشتر از اطلاعات بود، در تناقض است. اگر قرار است ابزاری کار ما را سخت تر کند و ضوابط غیرمنعطف و بروکراتیک بیشتری برایمان پدید آورد، دیگر چه نیازی به آن وسیله است؟ این مسئله مصداق بارز این ضرب المثل است که می گوید:

 

« موشه از تو لونه رد نمی شد، جارو به دمش می بست. »

 

آری، به مشکل اطلاعات که خود حجم  بسیار زیادی پیدا کرده ( موش ) ، فناوری اطلاعات که خود دانشی بسیار گسترده تر و پیچیده تر است اضافه گشته ( جارو ) و این مسئله مشکلات را صد چندان کرده است.

 

 

 

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صادق هاشمی در دوشنبه 7 مرداد1387 و ساعت 0:46 قبل از ظهر |

 

در عنوان بالا دو اصطلاح مهم در فرهنگ مدیریت دانش را می بینید. Knowledge sharing یا تسهیم دانش که میشه از اون به عنوان اصلی ترین موضوع انسانی در مدیرت دانش یاد کرد. چرا که افراد و سازمانها با تسهیم دانش، بر دانش خود افزوده و قادر به حل مسائل شخصی و سازمانی می شوند.

از طرفی دیگر مزیت اصلی دانش بر اطلاعات قابلیت پاسخگویی و حل مسئله  دانش است؛ ویژگی که اطلاعات فاقد آن است. اگر شما به دنبال اطلاعات به خصوصی می گردید، به راحتی ( البته گاهی هم با ناراحتی) قادر به یافتن آن در گوگل خاهید بود. اما برای یافتن پاسخ پرسشهای خود چه می کنید.؟؟؟؟

در این حالت به Quarry answering یا جستجوی پاسخی نیاز خواهید داشت.

Yahoo answer یکی از اولین این نوع سیستم هاست. سیستمی که با مدیریت تسهیم دانش در جوامع ( communities ) تخصصی و غیر تخصصی، بهترین پاسخ برای پرسشهای شما را پیدا می کند. حتما" سری به yahoo answer  بزنید.

سایت فارسی irexpert.ir هم سایت متخصصان ایرانی است که همین کار را انجام می دهد.

+ نوشته شده توسط صادق هاشمی در دوشنبه 10 تیر1387 و ساعت 6:33 بعد از ظهر |