تنوع و گسترش ابزار و زير ساختهاي تکنولوژيکي از يک سو و توسعه فوق العاده دانش و اطلاعات بشر از سوي ديگر و همچنين تاثير متقابل و فزايندهاين دو شاخص عمده عصر اطلاعات که از آن به عنوان فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي ياد ميشود باعث شد تا سير توسعه تکنيک و دانش سريعتر از قبل شود.
بااين زمينه لازم بود که انسان به عنوان بازيگر اصلي اين عرصه هويت و نقش تازهاي براي خود بيابد.
لذا بااين هدف و با توجه به تجربيات گذشته از مدلهاي مختلف توسعه و همچنين با بررسي نقش و جايگاه انسان در هريک از آنها، به تعريف جديدي از توسعه بر اساس محوريت انسان دست يافت و آن را توسعه دانايي محور نام نهاد.
انسان عصر اطلاعات براي پايه ريزي و ساخت جامعه اطلاعاتي نياز به طراحي و استاندارد سازي اصول و چارچوبهاي توسعه با توجه به اولويتها، ظرفيتها و امکانات جديد داشت.
بنابراين مبحث توسعه در قرن بيست و يکم نيز به عنوان يک عنصر محوري در برنامههاي عموميجوامع مختلف مورد توجه قرار گرفت.
اما آنچه که توسعه دانايي محور را به عنوان يک الگوي جديد و جامعه دانايي محور را به عنوان منعطفترين جامعه از ساير مدلها و جوامع جدا ميسازد توجه جدياين مدل به مبحث توسعه منابع انساني به عنوان يک زير ساخت اساسي است.

اين مدل توسعه با ديدگاه فوق العاده پر اهميتي که براي آموزش قايل است جايگاه ويژهاي را براي خلاقيت، فرهنگ، مشارکت، تعليم و تربيت عمومي، آموزشهاي عالي، دسترسي عموميبه امکانات و دانش، تامين نيازهاي اساسي و بنيادين انسان به عنوان اولويت و استاندارد در نظر گرفته است.
بنا براين جامعه دانايي محور با توجه به نقش و اهميت بالايي که براي انسان قايل است و استانداردهايي که پيش روي او گذاشته است سعي ميکند نيازهاي انساني را از مياناين استانداردها و اولويتها پيدا کند و در رفع و بهبود آنها تلاش کند.
آموزش در جامعه دانايي محور به عنوان يک رکن اساسي بهترين بستر براي توسعه اطلاعاتي است و اين توسعه اطلاعاتي دقيقا به خاطر اهميت دادن به نقش والاي تمامي انسانها و به اصطلاح شهروندان جامعه دانايي محور است.
از سوي ديگر، دستيابي به يک جامعه دانايي محور بدون توجه و پرداختن به موضوع تربيت نيروهاي انساني متخصص در تمامي زمينههاي مورد نياز جامعه براي قرار گرفتن در جريان توليد، طبقهبندي و انتقال اطلاعات، امري غير ممکن و محال جلوه ميکند. بنابراين ميطلبد که در تعيين اولويتهاي آموزشي براي جامعه دانايي محور نقش و جايگاه ويژهاي براي مساله توسعه منابع انساني قايل شويم، زيرا انسان رکن به عنوان توسعه بايد محور اساسي برنامهها و روشهاي توسعه باشد واين امکان برايش فراهم شود تا در قالب جامعه دانايي محور قادر به پرورش خلاقيتها و استعدادهاي خود باشد.

