باز هم حکایت دانش و اطلاعات
تویی که پیوسته از دانش و اهمیت آن سخن می رانی مرا این سوال پاسخ ده :
مگر نه اینکه اکثر ما از اطلاعاتی جامع بهره می بریم !پس همه ی چون بنده ی نوعی دانشمند بوده و ... .
من اورا چنین پاسخ دادم :
شما و امثالهم شاید بقدرکفایت مطلع بوده و اطلاعــــاتی درخــور گــردآوری کرده باشید؛ لکـــن تا دانشمنــدی راهی دراز در پــیش دارید چرا که :
دانــــش -----> دریافت آنچه نیاز شماست
اطلاعـــات ----> آنچه طبعا لازمه عالمانه اندیشیدن توست
گرچه تو نیمی از راه را پیموده ای باز هم تا رسیدن به دانش،آن هم به معنای حقیقی،تلاش ها باید کرد.
چرا که انبـــاشتن کـــوهی از اطلاعــات – که تنها مقدمه درست اندیشیدن تورا مهیا می کند- با اندیشیــدن و استخــراج دانشی غنی به منظور پاسخگویی نیازهایت بس متفاوت است .
* و من باب تکمیل،تمثیل زیر را برای وی ترسیم کردم :
پس آن رفیق سر در جیب مکاشفت فرو برده ، بدین اندیشه رفت که به چه سان می توان از انسان مطلع،به انسانی دانشمند اعتلا یافت.
