پیتر دراکر

امروز در حین مطالعه کتاب " چالش های مدیریت در سده ۲۱" ،از پدر علم مدیریت : پیتر دارکر ، با این پاراگراف روبرو شدم :

از همه مهمتر سر برآوردن "منبـــع بنیادین" تازه اطلاعـــات - می باشد ؛ که بر عکس منابع پیشین در        انگــــاره های (تئوریهای)کمبود نمی گنجد و انگاره ویژه خود "فراوانی" را می طلبد . اگر ما چیزی- برای مثال یک کتاب - را بفروشیم دیگر آن را در اختیار نداریم . ولی چنانچه دانش خود را به آن ها بدهیم خودمان هم همچنان آنرا - و شاید افزون تر در دست داریم . دانش هرچه گسترش یابد بر ارزش و اهمیت آن هم افزوده می گردد . گفت و گو از تاثیر این پدیده بر اقتصاد از حوصله این کتاب بیرون استهمین بس که بگویم ما ناچــاریم تا انگـــاره های اقتصادی خود را بازنگـــری کنیم . از دیــد مدیریت هم این پدیده بسیار با اهمیت است . اطلاعات به هیچ صنعت و کسب و کار ویژه ای تعلق ندارد . کاربران نهایی آن هم ثابت و یک دست نیستند - نمی توان گفت که فلان گروه تنها به اطلاعات خاصی نیاز دارد و یا بدان وابسته است . ...

با مطالعه متن بالا به این نتیجه رسیدم که اگرچه پیتر دراکر کتابی با عنوان "مدیریت دانش" ندارد ،اما به عمق و ارزش و اهمیت آن پی برده بود و در آخرین کتابهایش نیز از آن سخن رانده است .

( او این کتاب را در سن ٩٠ سالگی در ١٩٩٠ نوشته است )

 

پس ماشین هم می تواند هوشمند باشد !!

بازهم سلام ...

طی پستی که"آقای هاشمی" گذاشت و نظری که گذاشتم ؛ خوشحال بودم که خوب اون بخشهوش عاطفی که به عنوان دلیلی محکم ازش استفاده کردم،کار اینهوش مصنوعی و کنجکاوی های بیش از حد بشر رو یکسره می کنه ؛ اما...

دیشب مطلبی رو خوندم که رسما تمام رشته ها رو پنبه کرد و ...

خیلی سعی کردم که دیگه این مطلب رو نذارمچون شاید اصلا تو چهارچوب اهداف فعلی ما نباشه و یه کمی موضوع وبلاگ رو منحرف کنه - ولی خوب تلاش بیهوده ای بود و ... .

سعی می کنم این آخریش باشه ...  :

یک مخترع سرشناس آمریکایی اخیرا پیش بینی کرده است که سطح هوش مصنوعی ماشین در سال ٢٠٢٩ با انسان برابری خواهد کرد .

به گزارش سرویس فن‌آوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ری کورزویل، در این زمینه گفت: انسان در آستانه پیشرفت در جهت ساخت ربات‌های بسیار ظریف با هدف جاسازی آنها در مغز انسان است که از این راه ربات‌ها هوشمندتر می‌شوند .
به عقیده وی،
انسان و ماشین نهایتا از طریق ابزار کوچکی که در بدن انسان جاسازی می شود با هم یکی خواهند شد .
وی گفت
: اگرچه ماشین به بخشی از تمدن ما تبدیل شده اما این امر به اشغال جای انسان توسط ماشین منجر نخواهد شد .
کورزویل افزود: ماشین همین امروز نیز کارهای بسیاری را در ابعاد گوناگون مانند انسان یا بهتر از او انجام می دهد .
این مبتکر آمریکایی در ادامه خاطر نشان کرد: من صراحتا گفته‌ام که تا سال
٢٠٢٩ ماشین در زمینه نرم‌افزار و سخت افزار از نظر هوش مصنوعی هم توان با انسان خواهد بود و این هم توانی طیف وسیعی از هوش انسانی از جمله هوش عاطفی او را در بر خواهد گرفت .
وی اضافه کرد: ما تکنولوژی را برای توسعه افق فیزیکی و ذهنی خود به کار می گیریم و این کار در آینده گسترش بیشتری پیدا خواهد کرد .
کورزویل در گفت‌وگویی با بی بی سی پیش‌بینی کرد:
در آینده نانوربات‌های هوشمند در مغز ما جای خواهند گرفت و با نورون‌های مغزی ما ارتباط مستقیم برقرار خواهند کرد .

 

Artificial Intelligence


به گفته وی، نانوربات‌ها انسان را باهوش تر می‌کنند و باعث می شوند که حافظه انسان کارکرد بهتری داشته باشد .
-----------------------------------------------------------------------------------

(کورزویل یکی از ١٨ متفکری است که توسط آکادمی ملی مهندسی آمریکا برای تشخیص بزرگترین چالش‌های تکنولوژیک پیش روی انسان در قرن ٢١ انتخاب شده است .
در میان این متخصصان، لری پیج، بنیان گذار گوگل و دکتر کرگ ونتر، دانشمند پیشرو در مطالعه ژنوم نیز حضور دارند . )

آیا یک ماشین می تواند هوشمند باشد؟

موضوعی که در چند پست اخیر توسط دوستان خوبم با عناوین هوشمندی یا توانایی تفکر در روبوت ها مطرح شد، من رو هم نگران کرد که :

"نکنه یه وقت روبوت ها با در دست گرفتن قدرت هوشمندی جای انسان ها رو بگیرن!!!!!"

موضوع هوشمندی در ماشین ها بحث جدیدی نیست. در حال حاضر عناوینی مثل هوش مصنوعی، روبوت هوشمند و ... اصطلاحات پر کاربردی هستد که پیوسته از رسانه های مختلف می شنویم.

اما واقعا" مقصود از این هوشمندی در روبوت ها چیست؟

آیا هوشمندی در روبوت ها همانند هوشمندی در انسان هاست؟؟؟؟

برای پیدا کردن پاسخ این سوال سری به دیکشنری بابیلون و دایره المعارف wikipedia  زدم تا اطلاعات بیشتری درباره لغت هوش و هوشمندی Intelligence,smart,clever پیدا کنم.نتایج جالبی بدست آوردم که بد نیست شما هم بدونید.(در ادامه مطالب)

ادامه نوشته

خواندن ذهن توسط رایانه ؟!!!

دوستان سلام ...

 چند ساعت پیش مطلبی رو خوندم که برام خیلی جالب بود –  به نوعی برمیگرده به مطلب تکنولوژی خانم سلامات  و هوش مصنوعی خانم حیدری فرد– و گفتم شاید بد نباشه تو وبلاگ هم درباره اون بنویسم :

خوب این روزها بحث دانش خیلی تو بورسه و دانشمندان به دنبال کشف راز منبع دانش بشریت یعنی مغز انسان هستند ؛ که بفهمند مغز چطور دانش رو تشکیل میده و اون رو سازماندهی میکنه ؟                           در همین زمینه دانشمندا تونستن کامپیوتری رو بسازن که  ذهن انسان رو با پویش مغز اون  می خونه ...!!!

حالا این یعنی چی؟      

یعنی اینکه اگر به شما چندتا کلمه بدهند ، پس از تصویر سازی ذهنی شما از آن کلمات ؛ این کامپیوتر قادر هست از طریقMRI  تشخیص بدهد کدام تصویر مربوط به کدام کلمه ایست که به شما ارائه شده!!!

و این یعنی ؛ کامپیوتر می تونه  به عنوان یک هوش مصنوعی ، تقریبا مثل مغز انسان دانش رو سازماندهی بکنه !!

* مگه نگفتیم که طبق برخی نظرات جایگاه دانش مغز هست ؟ اما اینطوری اون دانشی که تنها برای ما و در ذهن ما دانش به شمارمی رفت استخراج شده و بعنوان همان دانش در اختیار کامپیوتر قرار میگیره ؟!!!

درسته که یکی از مهمترین دستاوردهای این برنامه پیدا کردن راهی برای درمان بهتر اختلالات گویشی و البته یادگیری هست ،

                                                                                                                                     The Brain Reading        

ولی                                                                                                                                                                   باید یادمون باشه که اگه این پروژه و نظایر اون به درستی جلو نره ، کار به جایی میرسه که مثل فیلمهای تخیلی یک کامپیوتر میتونه به تنهایی :

  *  دانش انسان رو سازماندهی و مدیریت بکنه ...!  

              *  برای دانش انسان برنامه ریزی بکنه ....!

                           *خروجی های دانشی اون رو تعیین بکنه ...!

                                           * درواقع دانش بشری رو کنترل بکنه ...!

* همه چیز به جز خلق دانش – البته فعلاَ – چون پویش مغزی فعلاَ در انحصار مغز بشری هستش !! *

برای خواندن مطلب روی ادامه کلیک کنید.

منبع : هفته نامه کلیک – روزنامه جام جم

            

ادامه نوشته

می گویند برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم از یک متخصص دعوت کردند.
وی پس از آنکه به توضیحات صاحب کشتی گوش داد و سئوالاتی از او کرد به قسمت دیگ بخار رفت ، نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به لوله قرمز کوچک زد...
ناگهان تمام موتورهای بخار کشتی به کار افتاد و عیب آنها برطرف شد و آن متخصص نیز در پی کار خود رفت.
روز بعد که صاحب کشتی یک صورت حساب هزار دلاری دریافت کرد ، متعجب شد و گفت این متخصص بیش از پانزده دقیقه بر روی موتورهای کشتی صرف نکرده است.
آنگاه از او صورت ریز حسابها را خواست و متخصص این صورت حساب را برایش فرستاد:

بابت ضربه زدن با چکش 0.5 دلار
بابت دانستن محل ضربه 999.5 دلار

آنچه شما را به نتیجه مطلوب می رساند الزاما نه تلاش و فعالیت سخت و طاقت فرسا که آگاهی و اطلاع از چگونگی انجام دقیق و درست کارهاست. بسیاری عمر خود را صرف بدست آوردن چیزهایی می کنند که شیوه کسب آن را نیاموخته اند.
آنها با حالتی از تعجب و عدم رضایت از خود می پرسند: چرا زندگی مزد تلاش هایم را نداده است در حالی که تمام آنچه را که در توان داشتیم به کار برده ایم ؟
موفقیت و رسیدن به اهداف و خواسته ها دارای اصول و قواعدی مشخص است و قبل از هر اقدامی باید از این اصول آگاهی پیدا کرد.
زندگی ، به عمل همراه با  علم و آگاهی جایزه می دهد و شما باید دقیقا بدانید که چه کارهایی، در چه زمانی و با چه شیوه ای انجام دهید تا به نتایج مورد نظرتان دست یابید.....

آیا واقعا این امر در ما و حتی در جامعه ما در اولویت قرار می گیرد ؟
نظر شما چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

آخرین گفتار داریوش کبیر

یکی از راههایی که قدما با استفاده از اون دانش و تجربیات خودشون رو به دیگران انتقال می دادن، نامه نگاری یا حک دانششون روی الواح گلی بود.

چند روز پیش مطلب جالبی رو از نشریه مدیریت دانش سازمانی با عنوان آخرین گفتار داریوش کبیر خوندم که در حقیقت وصیت نامه داریوش کبیر برای فرزندش خشایارشاه بود.

نکته جالب توجه اینه که داریوش در این نامه به خوبی تجربیات خودش در زمان حکومتش رو که دربردارنده نکات فوق العاده ارزشمند توحیدی، اخلاقی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی هست رو خیلی واضح و گویا برای آیندگان به یادگار می گذاره.

متن کامل این نامه رو در زیر می بینید:

 

 

آيا ماشين مي‌تواند فكر كند؟

پست "یک پژوهش جالب " خانم سلامات من رو به یاد این سوال معروف آلن تورینگ در سال ۱۹۵۰ انداخت که پرسید :

آيا ماشين مي‌تواند فكر كند؟

برای آنکه ماشین تولید دانش نماید نخست باید فکر کند و برای آنکه فکر کند باید هوشمند باشد پس به مبحث هوش مصنوعی میرسیم .

 اما براستي هوشمندي چيست؟

در واقع هنوز دانشمندان نتوانسته‌اند تعريف واحدي از هوشمندي ارائه دهند كه مستقل از <هوش انساني> باشد. ما مي‌دانيم كه برخي از ماشين‌ها يا جانداران مي‌توانند هوشمند باشند، اما بشر هنوز نمي‌داند كه مايل است كدام دسته از فرآيندهاي محاسباتي يا پردازشي را هوشمندي بنامد. بنابراين براي پاسخ دادن به اين پرسش كه <آيا فلان ماشين هوشمند است؟> هنوز فرمول مشخصي وجود ندارد

از طرفی نیز شاید هدف اولیه بشر از کار در این زمینه شبیه سازی انسان بوده است ولي امروزه ديگر چنين نيست و اين تصور كه هدف علم هوش‌مصنوعي تنها شبيه‌سازي هوش انساني است، تصوري نادرست است. در حقيقت موضوع شبيه‌سازي هوش انساني عاملي پيش‌برنده در اين حوزه از علم است كه به دانشمندان انگيزه مي‌دهد تا آن را توسعه دهند، اما در خلال روند توسعه، بشر مي‌تواند به دستاوردهايي برسد كه در تمام زمينه‌ها كاربرد دارد

سيستم‌هاي خبره و مبتني بر دانش نمونه‌اي از اين دستاوردهاست. بسياري از نرم‌افزارهاي موسوم به سيستم‌هاي تصميم‌سازي (Decision Making Systems) در شاخه اقتصاد و يا سيستم‌هايي كه در تجزيه و تحليل داده‌هاي علم پزشكي به كار مي‌روند از اين دستاورد بهره مي‌گيرند .

برگرفته از این مقاله(سایت علمی دانشجویان)