بهره برداری بازاری از اطلاعات خود

Put Your Data To Work In The Marketplace

تقریبا هیچ شرکتی از دارایی های اطلاعاتی خود به خوبی استفاده نمی کند. حتی در شرکت هایی که برای کسب بینش راهبردی ، داده کاوی می کنند نیز در این زمینه فعالیت اندکی دارند.

ولی!
ارزش بازاری اطلاعات زیاد بوده و زیادتر هم می شود.

برای مثال :
صنعت سرمایه بر حمل و نقل کانتینری را در نظر بگیرید. تخمین زده می شود نیمی از ارزش ، در حمل و نقل کانتینر ، ماحصل اطلاعات است.به این صورت که ، اطلاعات مبدا کمک می کند کانتینر ها با سرعت بیشتری از بخش های حراستی و گمرکی عبور کنند و دانستن زمان بندی تخلیه کشتی ها ، برنامه ریزی به هنگام برای قطارها و کامیون ها را ساده تر می کند.

توماس ردمن ، بعد از همکاری و تحقیق در صدها شرکت فعال در صنایع مختلف ، نه راهبرد مختلف را شناسایی کرده است که سازمانها می توانند با استفاده از آنها ، از داده های خود بهره برداری عملی کنند.......

ادامه نوشته

سکانس 2 : داده و اطلاعات

در اولین سکانس درباره ی مفهوم کلی مدیریت و دانش صحبت کردیم . در این سکانس قصد دارم درباره ی جایگاه دانش و این که اصولا دانش در چه مرتبه ای قرار می گیرد و به عبارت دیگر ، خلق می شود ، توضیح بدم .

خب :

شاید تا الان بارها و بارها این شکل رو دیده باشید.




km.gif

خیلی جالبه نه !!!!

توی این پست فقط به شرح Data (داده) و Information (اطلاعات) بسنده می کنیم.


Data :
داده

داده ها اولین سطح مدیریت دانش را تشکیل می دهند و عبارتند از ارقام ، اعداد ، نمودارها و نظایر اینها که به خودی خود تولید معنی نمی کنند . مثلا زمانی که فردی به یک سازمان مراجعه و در ازای پرداخت مبالغی پول ، خدمات در یافت می کند معامله ای اتفاق افتاده که می توان آن را به عنوان " داده " توصیف نمود.


 

ادامه نوشته

سکانس 1 مدیریت و دانش

مدتی بود که به این فکر بودم که  یک سری مطالب دنباله دار در زمینه مدیریت دانش بنویسم تا با رشد این وبلاگ و رسیدن به مراتب بالاتر به تدریج این پست ها هم روند تکاملی شرح مدیریت دانش رو نشان بدهد.

سعی کردم یک فهرستی از واژگان کلیدی مطرح در این حیطه ر ا تهیه کنم و در اختیار علاقه مندان قرار بدهم تا یک چشم اندازی از مسیر روند مدیریت دانش داشته باشند ، چرا که این که فرد بداند که به کجا می خواهد برود هدفمندی ، انگیزش و در نهایت تعهد ایجاد می کند. بر روی این فهرست در حال  حاضر مشغول کار هستم ، ولی به نظرم هنوز جای کار دارد و به شخصه هنوز از ابن لیست راضی نیستم پس تصمیم گرفتم همراه با روند تحقیقاتی خودم به تدریج این واژگان را مطرح کنم تا نتیجتا در انتهای رسیدن به پایان مباحث، همه ی ما قادر به تهیه چنین لیستی باشیم.

در ابتدای کار من از شما می پرسم ، می دانید 2 واژه کلیدی مطرح در مدیریت دانش چه چیزی می تواند باشد ؟

(سریع نرو خط بعد تا جوابو بگیری ،  خودت یه کم تامل کن...............)

.

.

.

.

بله این دو کلمه در ابتدایی ترین بخش راه، چیزی نمی تواند باشد به جز

مدیریت و دانش !!!!!!!

ادامه نوشته

می گویند برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم از یک متخصص دعوت کردند.
وی پس از آنکه به توضیحات صاحب کشتی گوش داد و سئوالاتی از او کرد به قسمت دیگ بخار رفت ، نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به لوله قرمز کوچک زد...
ناگهان تمام موتورهای بخار کشتی به کار افتاد و عیب آنها برطرف شد و آن متخصص نیز در پی کار خود رفت.
روز بعد که صاحب کشتی یک صورت حساب هزار دلاری دریافت کرد ، متعجب شد و گفت این متخصص بیش از پانزده دقیقه بر روی موتورهای کشتی صرف نکرده است.
آنگاه از او صورت ریز حسابها را خواست و متخصص این صورت حساب را برایش فرستاد:

بابت ضربه زدن با چکش 0.5 دلار
بابت دانستن محل ضربه 999.5 دلار

آنچه شما را به نتیجه مطلوب می رساند الزاما نه تلاش و فعالیت سخت و طاقت فرسا که آگاهی و اطلاع از چگونگی انجام دقیق و درست کارهاست. بسیاری عمر خود را صرف بدست آوردن چیزهایی می کنند که شیوه کسب آن را نیاموخته اند.
آنها با حالتی از تعجب و عدم رضایت از خود می پرسند: چرا زندگی مزد تلاش هایم را نداده است در حالی که تمام آنچه را که در توان داشتیم به کار برده ایم ؟
موفقیت و رسیدن به اهداف و خواسته ها دارای اصول و قواعدی مشخص است و قبل از هر اقدامی باید از این اصول آگاهی پیدا کرد.
زندگی ، به عمل همراه با  علم و آگاهی جایزه می دهد و شما باید دقیقا بدانید که چه کارهایی، در چه زمانی و با چه شیوه ای انجام دهید تا به نتایج مورد نظرتان دست یابید.....

آیا واقعا این امر در ما و حتی در جامعه ما در اولویت قرار می گیرد ؟
نظر شما چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

تست سرقت سمند و پراید توسط سارقان حرفه ای !!!!!!!!!!

اینم یکی از دستاوردهای مدیریت دانشی که خدا رو شکر بوی تکنولوژی نمی ده !!!!!!!!!! این مطلب توسط ایران خود رو انجام شده و به نظر من کاری واقعا زیرکانه است و هزار و یک فایده داره .. این مطلب خیلی خوشحالم کرد که بالاخره یه مورد دانشی هر چند به ظاهر ساده ولی هوشمندانه در کشور ما دیده شد.

تست سرقت سمند و پراید توسط سارقان حرفه ای

KnowledgeManagement

بچه‌هاي ايران‌خودرو كه به تازگي خودروهاي توليدي‌شان را به قفل‌هاي ضدسرقت مزين كرده بودند، بر آن شدند تا براي عرض اندام هم كه شده كاركشته‌ترين سارقان خودرو را (با هماهنگي پليس آگاهي) فرا بخوانند و توليدات ملي را كه ما هم به آنها افتخار مي‌كنيم در معرض آزمايش قرار دهند. اولين خودروي مورد آزمايش «سمند» بود، چرا كه ايران‌خودرويي‌ها بر اين باور بودند كه كمالات اين ماشين با نصب قفل ضد سرقت تكميل شده و حتما سربلند از آزمايش بيرون مي‌آيد. اما آن طرف ماجرا همكاران اداره آگاهي و سارقان حرفه‌اي بودند كه با پليس همكاري مي‌كردند. لحظات همراه بيم و اميد سپري شد و دست سارق موردنظر به قفل سمند متبرك شد. ايران‌خودرويي‌ها مطمئن از ابتكارشان يك سو نظاره‌گر بودند و در دل به سارقي كه ژست حرفه‌اي گرفته بود پوزخند مي‌زدند، اما دزد ماشين بي‌توجه به اين واكنش، قفل را برانداز مي‌كرد. يك، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، به هشت ثانيه نرسيد كه قفل باز شد، بله باز کردن قفل سمند توسط آقا دزده فقط ۸ ثانیه طول کشید . جالب اينكه در عرض يك دقيقه و ۳۰ ثانيه سارق اتومبيل را به حركت انداخت. اين بار او پوزخند زد و ايران‌خودرويي‌ها كه مطمئن بودند اشتباهي رخ داده به دليل‌تراشي روي آوردند. اما سارقان كه براي ‌قفل های ضدسرقت خودروي شيك و پيك ايران‌خودرو (پژو ۲۰۶) انرژي را در سرانگشتانشان ذخيره كرده بودند، با پاسخ ايران‌خودروهايي‌ها خشكشان زد: «نه نمي‌شود ۲۰۶ آبروي ماست.» از سارقان اصرار و از ايران‌خودرويي‌ها انكار، از آنها الحاح و از اينها بهانه. خلاصه بعد از كلي چانه زدن سارقان متقاعد كه نه، قبول كردند دست از خودروي نور چشمي ایران خودرو بكشند و با آبروي كسي بازي نكنند ولي نوبتي هم باشد نوبت پرايد است، خودرويي كه به گفته سردار رويانيان رييس پليس راهنمايي و رانندگي كشور ناامن‌ترين خودروي توليد ايران است. ايران خودرويي‌ها كه خودروهاي توليدي‌شان را بالاتر از اين مي‌دانند كه با توليدات كارخانه‌اي چون سايپا مقايسه شوند، باد به غبغب انداخته و از سارق خواستند در مورد نحوه سرقت پرايد جمله‌اي بگويد. البته سارق مورد نظر چون مي‌دانست پاسخي كه مي‌دهد به احتمال زياد به مذاق سايپايي‌ ها خوش نمي‌آيد، سكوت كرد ولي از ايران خودرويي‌ ها اصرار و از سارق الحاح، از آنها پافشاري و از او بهانه. ولي سارق بالاخره به حرف آمد و با قطع ديالوگ و در حالي كه بسيار با اطمينان صحبت مي‌كرد، گفت: «فقط كافي است من از كنار پرايد رد بشوم و يك سوت بزنم، آن وقت مثل سگ دنبالم راه مي‌افتد.»

حداقل چنین آزمایشی این نکته مثبت رو داشت که فقط کمی ، یعنی خیلی خیلی کم ( که به همین میزان هم نیازمند هستند!!!!!!!!!) به امنیت خودروها توجه کنند . خوب اینم یه جور کسب دانشه ، که البته هزینه که نداره ، هیچی بلکه موجب خوشحالی سارقان شده که بعد از مدتی تونستن هنر نمایی دانشی انجام بدن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینم از تربیت دانشی!!!!!!!!

یک پژوهش جالب !!!!!!!!!!!!!! نظر شما چیست ؟؟؟؟

این است آنچه هنری دیوید توریا به ما می گوید : " تمام اختراعات ما چیزی نیستند جز ابزارهایی پیشرفته برای فرجامی نا پیشرفته " و اگر زمان داشتم می توانستم برایتان بگویم آنچه کنفسیون ، موسی ، مسیح ، محمد (ص) ، بودا ، اسپینوزا و شکسپیر به ما گفته اند ، همه آنها یکسانند : " هیچ مفری از خویشتن نیست .معمای غیر قابل حل انسان چون همیشه پا برجاست ، و ما با پنهان ساختن خویشتن در جلال و افتخار تکنولوژیک هیچ چیز بنیادین را حل نمی کنبم. "

چند روز پیش به مطلبی که در ادامه براتون می ذارم در یک سایت برخورد کردم که حقیقتا اول از این دستاورد لذت بردم ولی بعد که هیجاناتم فروکش کرد دیدم نه خیلی لذت نبردم میگید چرا ؟ اول مطلب رو خودتون بخونید تا بگم :

                                               

                                                 يک روبات با مغز بیولوژیکی

محققين انگلیسی به يک روبات مغز بیولوژیکی بخشيدند!!!!!!!!

 

            

به نظر می رسد محققان دانشگاه شهر ريدينگ انگلستان، مصرانه به دنبال کسب عنوان «دانشمندان ديوانه سال» هستند. زیرا آنها ادعا کرده اند که ربات تکامل يافته ای دارند که توسط یک مغز بیولوژیکی! کنترل می شود. در واقع اين یک فیلم علمي-تخیلی نيست که شما را به شگفتی وا دارد (هر چند که خیلی شبيه ان به نظر مي رسد)، در حقیقت اين مغز از 300 هزار نورون تشکيل شده است که از کورتکس عصبي جنین موش جدا شده اند. این مغز در بر گیرنده تعدادي آرایه الکترود چندکاره است که به صورت 60 الکترود مجتمع شده اند و وظیفه شان انتقال سيگنال های توليدي سلولهای مغزي به ربات و برگشت این سيگنال ها است که در مجموع باعث کنترل ربات مي شود. طبق برنامه محققين، قدم بعدی مطالعات، کار با ربات در مراحل مختلف یادگیری است، تا بدانند که چگونه حافظه در مغز شکل می گيرد و اطلاعات خاص چگونه در مغز ذخیره مي شوند. هدف اين مطالعات دست یافتن به دانش و شناخت بیشتر در خصوص بيماري هایی از قبل پارکينسون، آلزایمر و دیگر آسيب های مغزي است.

اول یکم صبر کنید تا مثل من از هیجان زدگی خارج شید بعد خوب بهش فکر کنید! داریم تمام دانشمون رو در تکنولوژی و فناوری غرق میکنیم اسمشم می ذاریم استفاده بیش تر از دانش و یا کسب دانش !!!!!!!!1 واقعا به نظر شما دانش ، باید این طوری نمود پیدا کنه ؟؟ تمام نمونه های زنده استفاده از دانش در سازمانها داره در نرم افزارها ذخیره و یا سرمایه گذاری می شه این در حالی که ما روز به روز داریم مهمترین عوامل در ایجاد دانش رو که همون سرمایه های انسانی هستند فراموش می کنیم مثل اینکه برای این کار ساخته دست خودمون رو بیشتر قبول داریم تا کارمندی که چندین ساله دارای تجربه است ولی به اندازه ............ روشون سرمایه گذاری نمیشه . البته منظور من در این امور پزشکی نیست ، دارم به صورت کلی عنوان میکنم. بیایید از خودمون بپرسیم که داریم از توانایی های ذهنی و البته دانش مان ، برای ساختن تاریخ استفاده می کنیم یا اینکه بیش از اندازه در دیدگاه های مدیریتی به اصطلاح روشن فکرانه غرق میشیم و مثل یک مدیر فهمیده به تفویض اختیار میپردازیم آنهم نه به سرمایه های انسانی خود بلکه به سیستم های خودساخته خودمان!!!!!

آیا شما اینقدر پیشروی در تکنولوژی را با توجه به تقسیر شده در امر فوق می پسندید ؟؟؟؟؟؟

                                             STORYTELLING : THE LARRY CHAIR  

 

قصه گویی : the Larry chair

 

 

قصه گویی یک شکل کارامد تسهیم اطلاعات است چرا که قصه گویی داده ، قوانین ضمنی و ظرافت و موشکافی های رفتار ، که ممکن است بیان آنها به صورت صریح مشکل باشد ، ابلاغ می نماید.

به طور مثال به جای داشتن این قانون ساده برای رستورانها که " جای افراد چاق در صندلی های مخصوص است " ، کارکنان یکی از زنجیره های رستوران Olive Tree ( درخت زیتون ) پیشنهاد دادند تا قوانین و آداب معاشرت ( در ارتباط با همان قانون ساده فوق ) را از طریق داستانهایی با نام Larry chair آماده کنند تا از این طریق این موارد عنوان گردد.در مورد داستان Larry chair در آغاز اینگونه بود که :

در مدتها قبل فردی به نام Larry مشتری نسبتاً چاق یکی از این رستورانها بود که به مدیریت برای کوچک بودن صندلی ها به ویژه آنهایی که دارای دسته بودند ، شکایت می کرد که بسیار کوچک هستند. در نتیجه این شکایت مدیریت ارشد تصمیم گرفت که هر رستوران زنجیره با حداقل 2 صندلی بدون دسته برای جا دادن مشتری های سنگین و چاق تجهیز شوند.

وقتی که این مشتری ها وارد یکی از زنجیره های رستوران Olive treeمی شدند ، به طور محتاطانه به سمت میز دارای یک یا بیش تر صندلی مخصوص هدایت می شدند که این واقعه به داستان Larry chair بر می گردد.

به وسیله حکایت کردن این داستان به کارکنان جدید ، مدیریت یک مجموعه ای جالب از انتظارات خود را ایجاد می کند. Wait staff هدف از صندلی ها و همچنین نیاز به اختیار و به طور اثرگذار اهمیت انجام دادن آنچه که موجب می شود تا مشتری ها احساس خوشایندی داشته باشند را ارزش قائل شدن برای مشتری درک می کنند.

 

 ترجمه شده از كتاب :

 

ESSENTIALS OF KNOWLEDGE MANAGEMENT / Bryan Bergeron

بخشی از کتاب

                                          applying knowledge management

                          TECHNIQUES FOR BUILDING CORPORATE MEMORIES    

                                                          IAN WATSON     

 این کتاب به 3 بخش تقسیم می شود . در بخش اول ، فصل اول به شما سابقه و انگیزش را در ورای مدیریت دانش (KM ) و فرایندها و فعالیت های کلی ذهن را در سیستم KM معرفی

 می کند.

 فصل دوم مسائل بر مبنای استدلال و تفکر (CBR ) را در یک سطح کافی از جزئیات شرح می دهد ، تا به خواننده در آشنا شدن با موضوع CBR و KM و درک مطالعات موردی (case studies ) کمک کننده  باشد.اگر شما نیازمند اطلاعات بیش تری در زمینه کاربردهای خاص CBR ، نرم افزارهای آن و ابزارهایش هستید ، این فصل اشاره هایی را در این باب برای مطالعات آتی فراهم می کند. در واقع هدف این فصل این است تا نشان دهد که چگونه فرایندهای CBR با الزامات یک سیستم KM مطابقت می یابند.

 

 بخش دوم شامل 7 فصل می شود که هر فصل یک مطالعه موردی در زمینه استفاده سیستم KM از CBR را شرح می دهد. این مطالعات موردی انتخاب شده ، منعکس شده از سازمانهای گوناگون ، بخش های تجارت متفاوت و کاربرد گرایی های متنوع است . همه این موارد گفته شده به طور تجاری گسترش یافته و بررسی های نمونه اولیه نیستند.

 

 بخش سوم شامل فصل پایانی است که از یک تکنیک ساده استفاده می کند تا نکته مهم و اوج مبحث از طریق مطالعات موردی قبلی یاد گرفته شود. شما ممکن است به این وسیله به خوبی قادر شوید تا سایر مباحث را از بافت سازمانی خودتان استخراج کنید .من ( نویسنده ) به طور آشکار به وسیله متن و سابقه خودم محدود شده ام .

 

 

                کتاب با یک ضمیمه که نرم افزارهای CBR را برای فروشندگان و مشاوران لیست می کند ،

                به پایان می رسد.

 

براي دريافت كامل متن به صورت فارسي و انگليسي به همراه فايل صوتي آن مي توانيد با ما تماس بگيريد. 

 

 

 

 

معرفی سایت

اگر به دنبال مرجعی هستید که دوست دارید به سادگی و البته به سرعت به سئوالات شما پاسخ بده حتما به سایت زیر مراجعه کنید { در زمینه مدیریت دانش واقعا عالیه }!!!!!!!!!!

    آدرس : http://answers.comAnswers                                                

 

                                       

نخستین نگاه

برای آشنایی مقدماتی با مبحث مدیریت دانش فکر میکنم یک سری از مطالب کلی که تنها برای

برانگیختن حس نیاز شما باشد کافی است .لذا از تعریف ۲ کلمه ۱.مدیریت ۲.دانش اغاز میکنم و در ادامه

به تعریف مدیریت دانش می پردازم .

دانش مجموعه ای از اطلاعات و تجربیات و ارزشها و مهارتها و باورهای فردی است که همیشه محدود به انسانها می باشد.

 مدیریت به معنای تمام فرایندها و فعالیت های اصلی ( برنامه ریزی . سازماندهی . بسیج منابع و امکانات . هدایت و کنترل عملیات ) برای رسیدن به هدف است .

و اما مدیریت دانش :

      اینکه ما چگونه بتوانیم این دانش را مدیریت کنیم ؟ و از چه استراتژی هایی بهره گیریم . بحث

      داغ وبلاگها . سایتها و حتی به شکل عملی تری در سازمانها است .

مدیریت دانش یعنی مستند سازی و نگهداری و بازیابی دانش کارکنان برای

تبدیل  کردن آن به دانش سازمان به عنوان یک دارایی سازمانی است.

اینکه ما بتوانیم دانش های مناسب را در زمان مناسب و برای افراد مناسب تهیه و عملی کنیم

مدیریت دانش موضوعی بین رشته ای است . یک مدیر تا زمانی که از روانشناسی . علوم

اجتماعی . فناوری اطلاعات و ... چیزی نداند حتما در به کارگیری این فن با شکست مواجه

می شود .

سازمانهای امروز به دنبال دانش منابع درونی و بیرونی خود هستند پس حتما به فنون

مدیریتی آن نیز نیازمند خواهند بود اگر بخواهند با حداکثر کارایی و بهره وری به اهداف خود

نایل شوند.

کافی است تا بخواهیم بدانیم :

 

                 ۱. چرا کارکنان ما از اشتراک دانش و تجارب خود با سازمان هراسانند ؟

ایا غیر از این است که ما فرهنگ این امر را در سازمان خود کم رنگ کرده ایم ؟

 

          ۲. چرا در یک سازمان برای تولید کالایی معین فراینهایی طی میگردد و هزینه هایی

           صرف می شود در حالی که این فرایندها بارها و بارها توسط سازمانهای دیگر طی شده و نیاز به

شروع و اغاز دوباره ندارد؟  

و ایا غیر از این است که مهارت به اشتراک گذاری دانش خود را فراموش کرده و یا ان را خطری برای بقای

سازمانی خود تلقی می کنیم ؟

این مطلب تنها برای شکل گیری نیاز اولیه به این پدیده ی نوین تهیه شده است تا شاید فقط اندکی توجه

شما را به ان جلب کند.

 

        زهی نادان که او خورشید تابان                   به نور شمع جوید در بیابان