زنبورهای کوچولو درسهای زیادی درباره جریان اطلاعات در سازمان به ما می آموزند .

زنبورها مثل ما انسانها حیواناتی اجتماعی هستند و فرآیند تکامل باعث شده از روشهای ظریفی برای تصمیم گیری گروهی استفاده کنند . تعیین محل کندو یکی از مهم ترین تصمیم های گروهی زنبورهاست . 

 زنبورها از نوعی " بازار ایده " برای هدایت خود و اخذ تصمیم بهینه استفاده میکنند 

ابتدا تعداد اندکی زنبور جستجوگر برای بررسی محیط اعزام میشوند . زنبورهای جستجوگر بعد از یافتن چند منطقه خوب ، حرکات نمایشی اجرا کرده و سایرین را از کشف خود باخبر میسازند . آنها از این طریق زنبورهای بیشتری را به مناطق بهتر می کشانند . چرخه کشف و علامت دادن همین ظور ادامه می یابد تا در نهایت  تعداد زنبورهای جستجوگری که به نفع یک منطقه علامت میدهند افزایش یابند .

روش تصمیم گیری زنبورهاحاکی از کشف و تجمیع اطلاعت است : این دو فرآیند برای همه سازمانها ضروریست ، اما هرکدام مقتضیات متفاوتی دارند . 

ساختارهای متمرکز  بستر بهتری برای کشف اطلاعات هستند ، چراکه نقش فرد ، یافتن اطلاعات و گزارش آن است . برعکس ،  شبکه های کاملا مرتبط برای تلفیق اطلاعات و تصمیم گیری ، بهتر هستند .

زیرا به فرد امکان میدهند نظر دیگران را درباره نتیجه هر گزینه بشنود 

روش زنبورها نشان میدهد ، سازمانهایی که بر حسب اقتضا از دو ساختار " متمرکز " و " کاملا مرتبط " استفاده میکنند ، قادر به شکل دهی جریانهای اطلاعاتی هستند و برای کشف اطلاعات و تلفیق آنها از روش بهینه استفاده میکنند .

کاوش عمیقتر در شبکه های ارتباطی چند سازمان ، ارتباط بین بهره وری و این جریان اطلاعاتی را بهتر نشان داد . MIT در مطالعه ای اخیر به این نتیجه رسید که در یک سازمان کارکنانی که شبکه فردی دیجیتال بزرگتری داشتند هفت درصد  بهره ور تر از همکاران خود بودند ، پس Web2  و Wiki  میتوانند بهره وری را افزایش دهند .

در همان سازمان ، بهره وری کارکنانی که شبکه های چهره به چهره ی منسجمی داشتند ، سی درصد بیشتر بود . 

ابزار های الکترونیک برای کشف اطلاعات مفید هستند ، اما همانطور که زنبورها بهتر میدانند ارتباط رو در رو  - که در فرآیند مدیریت اغلب نادیده گرفته میشوند - برای تلفیق اطلاعات بهترند .

"خلاصه ای از مقاله ی نشریه گزیده مدیریت "