پس ماشین هم می تواند هوشمند باشد !!

بازهم سلام ...

طی پستی که"آقای هاشمی" گذاشت و نظری که گذاشتم ؛ خوشحال بودم که خوب اون بخشهوش عاطفی که به عنوان دلیلی محکم ازش استفاده کردم،کار اینهوش مصنوعی و کنجکاوی های بیش از حد بشر رو یکسره می کنه ؛ اما...

دیشب مطلبی رو خوندم که رسما تمام رشته ها رو پنبه کرد و ...

خیلی سعی کردم که دیگه این مطلب رو نذارمچون شاید اصلا تو چهارچوب اهداف فعلی ما نباشه و یه کمی موضوع وبلاگ رو منحرف کنه - ولی خوب تلاش بیهوده ای بود و ... .

سعی می کنم این آخریش باشه ...  :

یک مخترع سرشناس آمریکایی اخیرا پیش بینی کرده است که سطح هوش مصنوعی ماشین در سال ٢٠٢٩ با انسان برابری خواهد کرد .

به گزارش سرویس فن‌آوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ری کورزویل، در این زمینه گفت: انسان در آستانه پیشرفت در جهت ساخت ربات‌های بسیار ظریف با هدف جاسازی آنها در مغز انسان است که از این راه ربات‌ها هوشمندتر می‌شوند .
به عقیده وی،
انسان و ماشین نهایتا از طریق ابزار کوچکی که در بدن انسان جاسازی می شود با هم یکی خواهند شد .
وی گفت
: اگرچه ماشین به بخشی از تمدن ما تبدیل شده اما این امر به اشغال جای انسان توسط ماشین منجر نخواهد شد .
کورزویل افزود: ماشین همین امروز نیز کارهای بسیاری را در ابعاد گوناگون مانند انسان یا بهتر از او انجام می دهد .
این مبتکر آمریکایی در ادامه خاطر نشان کرد: من صراحتا گفته‌ام که تا سال
٢٠٢٩ ماشین در زمینه نرم‌افزار و سخت افزار از نظر هوش مصنوعی هم توان با انسان خواهد بود و این هم توانی طیف وسیعی از هوش انسانی از جمله هوش عاطفی او را در بر خواهد گرفت .
وی اضافه کرد: ما تکنولوژی را برای توسعه افق فیزیکی و ذهنی خود به کار می گیریم و این کار در آینده گسترش بیشتری پیدا خواهد کرد .
کورزویل در گفت‌وگویی با بی بی سی پیش‌بینی کرد:
در آینده نانوربات‌های هوشمند در مغز ما جای خواهند گرفت و با نورون‌های مغزی ما ارتباط مستقیم برقرار خواهند کرد .

 

Artificial Intelligence


به گفته وی، نانوربات‌ها انسان را باهوش تر می‌کنند و باعث می شوند که حافظه انسان کارکرد بهتری داشته باشد .
-----------------------------------------------------------------------------------

(کورزویل یکی از ١٨ متفکری است که توسط آکادمی ملی مهندسی آمریکا برای تشخیص بزرگترین چالش‌های تکنولوژیک پیش روی انسان در قرن ٢١ انتخاب شده است .
در میان این متخصصان، لری پیج، بنیان گذار گوگل و دکتر کرگ ونتر، دانشمند پیشرو در مطالعه ژنوم نیز حضور دارند . )

آیا یک ماشین می تواند هوشمند باشد؟

موضوعی که در چند پست اخیر توسط دوستان خوبم با عناوین هوشمندی یا توانایی تفکر در روبوت ها مطرح شد، من رو هم نگران کرد که :

"نکنه یه وقت روبوت ها با در دست گرفتن قدرت هوشمندی جای انسان ها رو بگیرن!!!!!"

موضوع هوشمندی در ماشین ها بحث جدیدی نیست. در حال حاضر عناوینی مثل هوش مصنوعی، روبوت هوشمند و ... اصطلاحات پر کاربردی هستد که پیوسته از رسانه های مختلف می شنویم.

اما واقعا" مقصود از این هوشمندی در روبوت ها چیست؟

آیا هوشمندی در روبوت ها همانند هوشمندی در انسان هاست؟؟؟؟

برای پیدا کردن پاسخ این سوال سری به دیکشنری بابیلون و دایره المعارف wikipedia  زدم تا اطلاعات بیشتری درباره لغت هوش و هوشمندی Intelligence,smart,clever پیدا کنم.نتایج جالبی بدست آوردم که بد نیست شما هم بدونید.(در ادامه مطالب)

ادامه نوشته

خواندن ذهن توسط رایانه ؟!!!

دوستان سلام ...

 چند ساعت پیش مطلبی رو خوندم که برام خیلی جالب بود –  به نوعی برمیگرده به مطلب تکنولوژی خانم سلامات  و هوش مصنوعی خانم حیدری فرد– و گفتم شاید بد نباشه تو وبلاگ هم درباره اون بنویسم :

خوب این روزها بحث دانش خیلی تو بورسه و دانشمندان به دنبال کشف راز منبع دانش بشریت یعنی مغز انسان هستند ؛ که بفهمند مغز چطور دانش رو تشکیل میده و اون رو سازماندهی میکنه ؟                           در همین زمینه دانشمندا تونستن کامپیوتری رو بسازن که  ذهن انسان رو با پویش مغز اون  می خونه ...!!!

حالا این یعنی چی؟      

یعنی اینکه اگر به شما چندتا کلمه بدهند ، پس از تصویر سازی ذهنی شما از آن کلمات ؛ این کامپیوتر قادر هست از طریقMRI  تشخیص بدهد کدام تصویر مربوط به کدام کلمه ایست که به شما ارائه شده!!!

و این یعنی ؛ کامپیوتر می تونه  به عنوان یک هوش مصنوعی ، تقریبا مثل مغز انسان دانش رو سازماندهی بکنه !!

* مگه نگفتیم که طبق برخی نظرات جایگاه دانش مغز هست ؟ اما اینطوری اون دانشی که تنها برای ما و در ذهن ما دانش به شمارمی رفت استخراج شده و بعنوان همان دانش در اختیار کامپیوتر قرار میگیره ؟!!!

درسته که یکی از مهمترین دستاوردهای این برنامه پیدا کردن راهی برای درمان بهتر اختلالات گویشی و البته یادگیری هست ،

                                                                                                                                     The Brain Reading        

ولی                                                                                                                                                                   باید یادمون باشه که اگه این پروژه و نظایر اون به درستی جلو نره ، کار به جایی میرسه که مثل فیلمهای تخیلی یک کامپیوتر میتونه به تنهایی :

  *  دانش انسان رو سازماندهی و مدیریت بکنه ...!  

              *  برای دانش انسان برنامه ریزی بکنه ....!

                           *خروجی های دانشی اون رو تعیین بکنه ...!

                                           * درواقع دانش بشری رو کنترل بکنه ...!

* همه چیز به جز خلق دانش – البته فعلاَ – چون پویش مغزی فعلاَ در انحصار مغز بشری هستش !! *

برای خواندن مطلب روی ادامه کلیک کنید.

منبع : هفته نامه کلیک – روزنامه جام جم

            

ادامه نوشته

می گویند برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم از یک متخصص دعوت کردند.
وی پس از آنکه به توضیحات صاحب کشتی گوش داد و سئوالاتی از او کرد به قسمت دیگ بخار رفت ، نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به لوله قرمز کوچک زد...
ناگهان تمام موتورهای بخار کشتی به کار افتاد و عیب آنها برطرف شد و آن متخصص نیز در پی کار خود رفت.
روز بعد که صاحب کشتی یک صورت حساب هزار دلاری دریافت کرد ، متعجب شد و گفت این متخصص بیش از پانزده دقیقه بر روی موتورهای کشتی صرف نکرده است.
آنگاه از او صورت ریز حسابها را خواست و متخصص این صورت حساب را برایش فرستاد:

بابت ضربه زدن با چکش 0.5 دلار
بابت دانستن محل ضربه 999.5 دلار

آنچه شما را به نتیجه مطلوب می رساند الزاما نه تلاش و فعالیت سخت و طاقت فرسا که آگاهی و اطلاع از چگونگی انجام دقیق و درست کارهاست. بسیاری عمر خود را صرف بدست آوردن چیزهایی می کنند که شیوه کسب آن را نیاموخته اند.
آنها با حالتی از تعجب و عدم رضایت از خود می پرسند: چرا زندگی مزد تلاش هایم را نداده است در حالی که تمام آنچه را که در توان داشتیم به کار برده ایم ؟
موفقیت و رسیدن به اهداف و خواسته ها دارای اصول و قواعدی مشخص است و قبل از هر اقدامی باید از این اصول آگاهی پیدا کرد.
زندگی ، به عمل همراه با  علم و آگاهی جایزه می دهد و شما باید دقیقا بدانید که چه کارهایی، در چه زمانی و با چه شیوه ای انجام دهید تا به نتایج مورد نظرتان دست یابید.....

آیا واقعا این امر در ما و حتی در جامعه ما در اولویت قرار می گیرد ؟
نظر شما چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

آخرین گفتار داریوش کبیر

یکی از راههایی که قدما با استفاده از اون دانش و تجربیات خودشون رو به دیگران انتقال می دادن، نامه نگاری یا حک دانششون روی الواح گلی بود.

چند روز پیش مطلب جالبی رو از نشریه مدیریت دانش سازمانی با عنوان آخرین گفتار داریوش کبیر خوندم که در حقیقت وصیت نامه داریوش کبیر برای فرزندش خشایارشاه بود.

نکته جالب توجه اینه که داریوش در این نامه به خوبی تجربیات خودش در زمان حکومتش رو که دربردارنده نکات فوق العاده ارزشمند توحیدی، اخلاقی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی هست رو خیلی واضح و گویا برای آیندگان به یادگار می گذاره.

متن کامل این نامه رو در زیر می بینید:

 

 

آيا ماشين مي‌تواند فكر كند؟

پست "یک پژوهش جالب " خانم سلامات من رو به یاد این سوال معروف آلن تورینگ در سال ۱۹۵۰ انداخت که پرسید :

آيا ماشين مي‌تواند فكر كند؟

برای آنکه ماشین تولید دانش نماید نخست باید فکر کند و برای آنکه فکر کند باید هوشمند باشد پس به مبحث هوش مصنوعی میرسیم .

 اما براستي هوشمندي چيست؟

در واقع هنوز دانشمندان نتوانسته‌اند تعريف واحدي از هوشمندي ارائه دهند كه مستقل از <هوش انساني> باشد. ما مي‌دانيم كه برخي از ماشين‌ها يا جانداران مي‌توانند هوشمند باشند، اما بشر هنوز نمي‌داند كه مايل است كدام دسته از فرآيندهاي محاسباتي يا پردازشي را هوشمندي بنامد. بنابراين براي پاسخ دادن به اين پرسش كه <آيا فلان ماشين هوشمند است؟> هنوز فرمول مشخصي وجود ندارد

از طرفی نیز شاید هدف اولیه بشر از کار در این زمینه شبیه سازی انسان بوده است ولي امروزه ديگر چنين نيست و اين تصور كه هدف علم هوش‌مصنوعي تنها شبيه‌سازي هوش انساني است، تصوري نادرست است. در حقيقت موضوع شبيه‌سازي هوش انساني عاملي پيش‌برنده در اين حوزه از علم است كه به دانشمندان انگيزه مي‌دهد تا آن را توسعه دهند، اما در خلال روند توسعه، بشر مي‌تواند به دستاوردهايي برسد كه در تمام زمينه‌ها كاربرد دارد

سيستم‌هاي خبره و مبتني بر دانش نمونه‌اي از اين دستاوردهاست. بسياري از نرم‌افزارهاي موسوم به سيستم‌هاي تصميم‌سازي (Decision Making Systems) در شاخه اقتصاد و يا سيستم‌هايي كه در تجزيه و تحليل داده‌هاي علم پزشكي به كار مي‌روند از اين دستاورد بهره مي‌گيرند .

برگرفته از این مقاله(سایت علمی دانشجویان)

Semantic Web

چند وقتی بود که می شنیدم مدیریت دانش آن مرکزیت توجه خود را در جهان از دست داده اما به علت توجه زیادی که در ایران به آن می شود این مسئله زیاد برایم مهم نبود تا چند روز پیش که آخرین پست این وبلاگ را مطالعه می کردم با این صحبت "تام داونپورت" در سال ۲۰۰۰ روبرو شدم که تعریف می کرد حتی همسرش که از مسائل مدیریتی سر رشته ندارد به او پیشنهاد کرده به موضوعات جدید بپردازد(اینجا) .

این جمله و زمان بیان آن (سال اوج گیری KM)تاثیر بسیاری بر من گذاشت. به همین دلیل تصمیم گرفتم که علاوه بر مطالعه ی مدیریت دانش موضوعات جدید در این حوزه  را هم مطالعه کنم .

اولین موضوعی که نظرم را جلب کرد Semantic Web یا همان وب معنایی است که نسل دوم وب ها شناخته می شود و توان ایجاد انقلاب بزرگی در صنعت ارتباطات را خواهد داشت . از بزرگان این جنبش می توان O'Reilly را نام برد . او و همکارانش به شدت در حال کار در این زمینه هستند و هر روز خبرهای تازه ای از دست یافته های خود را منتشر می سازند . 

اگر شما هم موضوعات جالبی سراغ دارید حتما با ما در میان بگذارید ! 

تست سرقت سمند و پراید توسط سارقان حرفه ای !!!!!!!!!!

اینم یکی از دستاوردهای مدیریت دانشی که خدا رو شکر بوی تکنولوژی نمی ده !!!!!!!!!! این مطلب توسط ایران خود رو انجام شده و به نظر من کاری واقعا زیرکانه است و هزار و یک فایده داره .. این مطلب خیلی خوشحالم کرد که بالاخره یه مورد دانشی هر چند به ظاهر ساده ولی هوشمندانه در کشور ما دیده شد.

تست سرقت سمند و پراید توسط سارقان حرفه ای

KnowledgeManagement

بچه‌هاي ايران‌خودرو كه به تازگي خودروهاي توليدي‌شان را به قفل‌هاي ضدسرقت مزين كرده بودند، بر آن شدند تا براي عرض اندام هم كه شده كاركشته‌ترين سارقان خودرو را (با هماهنگي پليس آگاهي) فرا بخوانند و توليدات ملي را كه ما هم به آنها افتخار مي‌كنيم در معرض آزمايش قرار دهند. اولين خودروي مورد آزمايش «سمند» بود، چرا كه ايران‌خودرويي‌ها بر اين باور بودند كه كمالات اين ماشين با نصب قفل ضد سرقت تكميل شده و حتما سربلند از آزمايش بيرون مي‌آيد. اما آن طرف ماجرا همكاران اداره آگاهي و سارقان حرفه‌اي بودند كه با پليس همكاري مي‌كردند. لحظات همراه بيم و اميد سپري شد و دست سارق موردنظر به قفل سمند متبرك شد. ايران‌خودرويي‌ها مطمئن از ابتكارشان يك سو نظاره‌گر بودند و در دل به سارقي كه ژست حرفه‌اي گرفته بود پوزخند مي‌زدند، اما دزد ماشين بي‌توجه به اين واكنش، قفل را برانداز مي‌كرد. يك، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، به هشت ثانيه نرسيد كه قفل باز شد، بله باز کردن قفل سمند توسط آقا دزده فقط ۸ ثانیه طول کشید . جالب اينكه در عرض يك دقيقه و ۳۰ ثانيه سارق اتومبيل را به حركت انداخت. اين بار او پوزخند زد و ايران‌خودرويي‌ها كه مطمئن بودند اشتباهي رخ داده به دليل‌تراشي روي آوردند. اما سارقان كه براي ‌قفل های ضدسرقت خودروي شيك و پيك ايران‌خودرو (پژو ۲۰۶) انرژي را در سرانگشتانشان ذخيره كرده بودند، با پاسخ ايران‌خودروهايي‌ها خشكشان زد: «نه نمي‌شود ۲۰۶ آبروي ماست.» از سارقان اصرار و از ايران‌خودرويي‌ها انكار، از آنها الحاح و از اينها بهانه. خلاصه بعد از كلي چانه زدن سارقان متقاعد كه نه، قبول كردند دست از خودروي نور چشمي ایران خودرو بكشند و با آبروي كسي بازي نكنند ولي نوبتي هم باشد نوبت پرايد است، خودرويي كه به گفته سردار رويانيان رييس پليس راهنمايي و رانندگي كشور ناامن‌ترين خودروي توليد ايران است. ايران خودرويي‌ها كه خودروهاي توليدي‌شان را بالاتر از اين مي‌دانند كه با توليدات كارخانه‌اي چون سايپا مقايسه شوند، باد به غبغب انداخته و از سارق خواستند در مورد نحوه سرقت پرايد جمله‌اي بگويد. البته سارق مورد نظر چون مي‌دانست پاسخي كه مي‌دهد به احتمال زياد به مذاق سايپايي‌ ها خوش نمي‌آيد، سكوت كرد ولي از ايران خودرويي‌ ها اصرار و از سارق الحاح، از آنها پافشاري و از او بهانه. ولي سارق بالاخره به حرف آمد و با قطع ديالوگ و در حالي كه بسيار با اطمينان صحبت مي‌كرد، گفت: «فقط كافي است من از كنار پرايد رد بشوم و يك سوت بزنم، آن وقت مثل سگ دنبالم راه مي‌افتد.»

حداقل چنین آزمایشی این نکته مثبت رو داشت که فقط کمی ، یعنی خیلی خیلی کم ( که به همین میزان هم نیازمند هستند!!!!!!!!!) به امنیت خودروها توجه کنند . خوب اینم یه جور کسب دانشه ، که البته هزینه که نداره ، هیچی بلکه موجب خوشحالی سارقان شده که بعد از مدتی تونستن هنر نمایی دانشی انجام بدن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینم از تربیت دانشی!!!!!!!!

یک پژوهش جالب !!!!!!!!!!!!!! نظر شما چیست ؟؟؟؟

این است آنچه هنری دیوید توریا به ما می گوید : " تمام اختراعات ما چیزی نیستند جز ابزارهایی پیشرفته برای فرجامی نا پیشرفته " و اگر زمان داشتم می توانستم برایتان بگویم آنچه کنفسیون ، موسی ، مسیح ، محمد (ص) ، بودا ، اسپینوزا و شکسپیر به ما گفته اند ، همه آنها یکسانند : " هیچ مفری از خویشتن نیست .معمای غیر قابل حل انسان چون همیشه پا برجاست ، و ما با پنهان ساختن خویشتن در جلال و افتخار تکنولوژیک هیچ چیز بنیادین را حل نمی کنبم. "

چند روز پیش به مطلبی که در ادامه براتون می ذارم در یک سایت برخورد کردم که حقیقتا اول از این دستاورد لذت بردم ولی بعد که هیجاناتم فروکش کرد دیدم نه خیلی لذت نبردم میگید چرا ؟ اول مطلب رو خودتون بخونید تا بگم :

                                               

                                                 يک روبات با مغز بیولوژیکی

محققين انگلیسی به يک روبات مغز بیولوژیکی بخشيدند!!!!!!!!

 

            

به نظر می رسد محققان دانشگاه شهر ريدينگ انگلستان، مصرانه به دنبال کسب عنوان «دانشمندان ديوانه سال» هستند. زیرا آنها ادعا کرده اند که ربات تکامل يافته ای دارند که توسط یک مغز بیولوژیکی! کنترل می شود. در واقع اين یک فیلم علمي-تخیلی نيست که شما را به شگفتی وا دارد (هر چند که خیلی شبيه ان به نظر مي رسد)، در حقیقت اين مغز از 300 هزار نورون تشکيل شده است که از کورتکس عصبي جنین موش جدا شده اند. این مغز در بر گیرنده تعدادي آرایه الکترود چندکاره است که به صورت 60 الکترود مجتمع شده اند و وظیفه شان انتقال سيگنال های توليدي سلولهای مغزي به ربات و برگشت این سيگنال ها است که در مجموع باعث کنترل ربات مي شود. طبق برنامه محققين، قدم بعدی مطالعات، کار با ربات در مراحل مختلف یادگیری است، تا بدانند که چگونه حافظه در مغز شکل می گيرد و اطلاعات خاص چگونه در مغز ذخیره مي شوند. هدف اين مطالعات دست یافتن به دانش و شناخت بیشتر در خصوص بيماري هایی از قبل پارکينسون، آلزایمر و دیگر آسيب های مغزي است.

اول یکم صبر کنید تا مثل من از هیجان زدگی خارج شید بعد خوب بهش فکر کنید! داریم تمام دانشمون رو در تکنولوژی و فناوری غرق میکنیم اسمشم می ذاریم استفاده بیش تر از دانش و یا کسب دانش !!!!!!!!1 واقعا به نظر شما دانش ، باید این طوری نمود پیدا کنه ؟؟ تمام نمونه های زنده استفاده از دانش در سازمانها داره در نرم افزارها ذخیره و یا سرمایه گذاری می شه این در حالی که ما روز به روز داریم مهمترین عوامل در ایجاد دانش رو که همون سرمایه های انسانی هستند فراموش می کنیم مثل اینکه برای این کار ساخته دست خودمون رو بیشتر قبول داریم تا کارمندی که چندین ساله دارای تجربه است ولی به اندازه ............ روشون سرمایه گذاری نمیشه . البته منظور من در این امور پزشکی نیست ، دارم به صورت کلی عنوان میکنم. بیایید از خودمون بپرسیم که داریم از توانایی های ذهنی و البته دانش مان ، برای ساختن تاریخ استفاده می کنیم یا اینکه بیش از اندازه در دیدگاه های مدیریتی به اصطلاح روشن فکرانه غرق میشیم و مثل یک مدیر فهمیده به تفویض اختیار میپردازیم آنهم نه به سرمایه های انسانی خود بلکه به سیستم های خودساخته خودمان!!!!!

آیا شما اینقدر پیشروی در تکنولوژی را با توجه به تقسیر شده در امر فوق می پسندید ؟؟؟؟؟؟

آیا می توان دانش را مدیریت کرد؟؟!

پرسش مطرح شده توسط آقای نیری در پست قبلی واقعا" چالش بر انگیز بود. اول می خواستم پاسخ خودمو تو بخش نظرات بیارم اما از اون جاییکه یه کم طولانی بود گفتم به عنوان یه پست جدا بیارمش.


این سوال یکی از اون سوالاییه که بین صاحب نظران مدیریت دانش تفرقه زیادی ایجاد کرده.البته به نظر من این سوال دارای یه سری ایرادات فلسفی هست که بهش اشاره می کنم.
یکی از فرض های اولیه درباره دانش اینست که:

 " دانش عنصر ساخته شده توسط ذهن انسان است"

 با این فرض هر چیزی خارج از ذهن انسان،حداکثر می تواند اطلاعات باشد، نه دانش. بنابر این فرض، خصوصیت اول ذکر شده یعنی چسببنده بودن دانش قابل توجیه است. به این معنا که دانش خود متکی بر زمینه context بوده و با خروج از زمینه (که در اینجا ذهن یک فرد است) دیگر ماهیت دانش بودن خود را از دست می دهد و به اطلاعات تبدیل می شود.بنا بر این فرضیه، "دانش برای دانش ماندن باید به زمینه (ذهن دانشگر) بچسبد".

بنابر فرضیه بالا که توسط آن خصوصیت اول توجیه شد، خصوصیت دوم ذکر شده درباره دانش، یعنی درز پذیری آن قابل توجیه نیست. چون آن چه از ذهن فرد خارج شده و به راحتی انتقال می پذیرد، دیگر دانش نیست اطلاعات است.

البته تنها راه برای انتقال دانش (واقعا" دانش نه اطلاعات) جامعه پذیری است که در آن مالک دانش خود قصد انتقال دانشش را دارد. گرچه در این حالت نیز تنها درصدی از دانش موجود در ذهن مالک انتقال می یابد. این درصد به قدرت بیان مالک توان فهم شنونده و پیچیدگی موضوع بستگی دارد. 

اثبات خصوصیت سوم، یعنی نا ملموس بودن دانش هم با همان فرض بالا قابل اثبات است. در حقیقت بدیهی است که آنچه تنها در ذهن یک فرد وجود دارد و قابل رویت نیست، ناملموس باشد و اندازه گیری آن نیز دشوار باشد.

حال دیدگاه صاحب نظران مدیریت دانش درباره اینکه "آیا دانش مدیریت پذیر است؟"
با توجه به فرضیه و خصوصیات ذکر شده چنین است:

" آری، دانش مدیریت پذیر است"


در حقیقت درست تر است بگوییم مدیریت اطلاعات و دانش امکان پذیر است. البته لازم به ذکر است که اغلب برای ایجاد سهولت در بیان واژه اطلاعات حذف می شود. استراتژی های مدون سازی سازمانها مربوط به مدیریت اطلاعات و استراتژی های شخصی سازی آن ها مربوط به مدیریت دانش است.

 ببخشید که سرتونو درد آوردم!

البته فرضیه های دیگری درباره دانش وجود دارد که بررسی پرسش ذکر شده با توجه به این فرضیه ها را به فرصت دیگری موکول می کنم.

 

پارادوکس در مدیریت دانش

سلام به همه دوستان دانش جوی ...

یه سوالی که برای خیلی از ما درمورد مدیریت دانش مطرح هست اینه که دانش  :                                                           چسبنده و غیر قابل انتقال[1] (یا دشوار بودن انتقال )        Sticky Knowledge                                                             سریع الانتقال [2] ( یا درواقع اینکه به راحتی به خارج از منبع درز پیدا می کنه )       Leaky Knowledge       

غیر قابل اندازه گیری[3] (یا دشواری قائل شدن ابعاد برای آن )         Intangible Knowledge

                                                                                                                                                                                                     مگه نه اینکه  میگن اگه فردی دانشی رو کسب بکنه حاضر نیست با دادن اون دانش به دیگران مزیت ایجاد شده برای خودش رو از بین ببره...!

* پس این می تونه اثباتی بر این ادعا باشه که دانش غیر قابل انتقاله ؟!

                                                                                                                                                                                         با این وجود اگه دانش غیر قابل انتقال یا صعب الانتقال هست چطور شرکتهایی مثل Google : یا Microsoft  به این عظمت رسیدن؟!     

 * آیا این جاری بودن یا رخنه پذیر بودن  دانش رو نشون نمیده...؟!

بعلاوه چیزی که در این بین ممکنه یه پارادوکس رو به وجود بیاره اینه که ابتداً پذیرفته باشیم دانش یکی از عواملی هست که نمیشه به راحتی مورد اندازه گیری قرار بگیره ...!!

 

حالا به نظر شما :

* کدوم یکی از این تعابیر درسته ؟

* اصلا مدیریت دانش در حالیکه این سه خصلت همزمان در دانش وجود داشته باشه امکان پذیره ؟یا این حالت تنها پارادوکسی بی معنیه ؟ 

* اگر قبول کنیم که هر سه تعبیر درست باشه ، نقطه اتصال اینها برای انجام فعالیتها در سازمانهایی با کلی کارمند دانشی چیه ؟       درواقع اون کلید واژه ای که میتونه  کمک کنه تا دانش غیر قابل اندازه گیری که فرد تمایلی به انتشار اون نداره در یک کار تیمی جاری بشه چیه ؟

 

                       Km Paradox



[1]  Sticky

[2]  Leaky

[3]  Intangible

در سازمان های یادگیرنده چه می گذرد؟

سازمان یادگیرنده

فایل تصویری flv

حجم فایل 9MB

سازمان یادگیرنده

تابوت بیل گیتس

راستش مطلب جالب خانم حیدری فرد درباره آقای دانش یعنی بیل گیتس منو مجبور کرد که عکس تابوت بیل گیتس رو که اخیرا" تو یکی از سایتا پیدا کردم براتون بذارم.

این عکس مصداق بارز بیت "زگهواره تا گور دانش بجوی " هست.

تابوت بیل گیتس

فرق پول و ثروت چیست؟

چند روز پیش با این جمله از بیل گیتس رو برو شدم :

ثروتمندترين مرد دنيا مالك چيزهاي ملموس نيست. نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه كارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و نه سپاهي.
اين نخستين بار در تاريخ بشر است كه ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.
                                              
و جالب ترین چیزی که در این جمله یافتم این بود :
 
 همیشه پولدارترین مرد دنیا ثروتمند ترین مرد دنیا نیست !
 
نظر شما در مورد این جمله چیست؟

 

نرم افزارهای مدیریت اطلاعات و دانش آری یا خیر؟؟؟

نرم افزارهای مدیریت اطلاعات و دانش آری یا خیر؟؟؟

بحث بر سر سیستم ها و نرم افزارهای مدیریت اطلاعات و دانش است که امروزه به سرعت در حال رشد هستند و راه خود را به خانه های کاربران و نیز سازمان های پیشرو باز کرده اند. سوال اینست که آیا این نرم افزارها اصلا" مفید هستند و آیا مشکلات اطلاعاتی حاضر را حل می کنند، یا برعکس. بر مشکلاتمان می افزایند.؟! بحث بر سر سنت گرایی و مدرنیسم است. آیا همان سیستم های اطلاعاتی سنتی نظیر دفترداری،  پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی جوامع نیستند و حتما" باید از نرم افزارهای   پیچیده ی نوین که اکنون توسط تعداد زیادی مهندس نرم افزار، IT و هوش مصنوعی خلق می شوند، استفاده کرد؟

مشکل از همین جا شروع می شود. همواره در این باره دو دیدگاه کلی وجود داشته است. عده ای استفاده از راهکارهای سنتی را درست دانسته و گروه دیگر را به تکنولوژی زدگی متهم می کنند. دسته ی دیگر نیز که پیرو مدرنیسم هستند و رشد و توسعه ی ابزار فناوری اطلاعات  و نیاز جوامع به سرعت و دقت در انتقال اطلاعات را دلیل اصلی خود برای رجوع به این ابزار می دانند، سنت گرایان را عقب ماندگانی می پندارند که از قافله ی علم و فناوری بازمانده اند.

راستی کدامیک از این دو نگرش درست است؟ من که می گویم هیچ کدام! قبل از اینکه دلیل این نگرش خود را شرح دهم، مفهوم تکنولوژی زدگی را بیان می کنم.

اصولا" از دید هستی شناسی، تکنولوژی چیزی نیست جز ابزاری برای کمک به انسان در راه رسیدن به اهدافش. از همان ابتدای انقلاب صنعتی نیز تکنولوژی چیزی جز این نبود. ابزاری برای انسان، به منظور هرچه بهتر و سریعتر انجام دادن کارها و در نتیجه افزایش کارایی و اثربخشی فعالیت ها.

پس دید اولیه ی بشر به فناوری، دیدی ابزاری بوده است. نه مبتنی بر هدف. حال اگر همین ابزار جای خود را به هدف دهد چه پیش می آید؟! دقیقا" همان اتفاقی که در دهه گذشته بر سر فناوری اطلاعات افتاد. تا جایی که در برخی از شرکت های غربی، دو نفر که در سر کار بر دو میز کنار هم کار می کنند، مجبورند برای پرسیدن سوال از یکدیگر، به هم ای- میل بزنند !

 

چه شده است ؟؟؟؟

 

فناوری اطلاعات که خود روزی گره های ارتباطی و اطلاعاتی ما را باز می کرد، اکنون دست و پایمان را گرفته است. ( البته این مسئله با مدیریت اثربخش اطلاعات و فناوری آن قابل حل است. در حقیقت یکی از اهداف مدیریت دانش نیز همین است .) و این با هدف اصلی فناوری اطلاعات که کمک به انسان در راستای استفاده بهتر و بیشتر از اطلاعات بود، در تناقض است. اگر قرار است ابزاری کار ما را سخت تر کند و ضوابط غیرمنعطف و بروکراتیک بیشتری برایمان پدید آورد، دیگر چه نیازی به آن وسیله است؟ این مسئله مصداق بارز این ضرب المثل است که می گوید:

 

« موشه از تو لونه رد نمی شد، جارو به دمش می بست. »

 

آری، به مشکل اطلاعات که خود حجم  بسیار زیادی پیدا کرده ( موش ) ، فناوری اطلاعات که خود دانشی بسیار گسترده تر و پیچیده تر است اضافه گشته ( جارو ) و این مسئله مشکلات را صد چندان کرده است.

 

 

 

ادامه مطلب

ادامه نوشته

باز هم حکایت دانش و اطلاعات

چندی پیش در مجــلس بزمی گرد دوستـــان بنشسته از حال هم جویا می شدیم؛ به ناگاه رفیقی شوخ طبع در بــاب مزاح مرا خطاب کرد :

تویی که پیوسته از دانش و اهمیت آن سخن می رانی مرا این سوال پاسخ ده :

مگر نه اینکه اکثر ما از اطلاعاتی جامع بهره می بریم !پس همه ی چون بنده ی نوعی دانشمند بوده و ... .

     من اورا چنین پاسخ دادم :

  شما و امثالهم شاید بقدرکفایت مطلع بوده و اطلاعــــاتی درخــور گــردآوری کرده باشید؛ لکـــن تا دانشمنــدی راهی دراز در پــیش دارید چرا که : 

 

دانــــش -----> دریافت آنچه نیاز شماست

اطلاعـــات ----> آنچه طبعا لازمه عالمانه اندیشیدن توست

 گرچه تو نیمی از راه را پیموده ای باز هم تا رسیدن به دانش،آن هم به معنای حقیقی،تلاش ها باید کرد.

  چرا که  انبـــاشتن کـــوهی از اطلاعــات که تنها مقدمه درست اندیشیدن تورا مهیا می کند-  با اندیشیــدن و استخــراج دانشی غنی به منظور پاسخگویی نیازهایت بس متفاوت است .

           * و من باب تکمیل،تمثیل زیر را برای وی ترسیم کردم :

KmTree    پس آن رفیق سر در جیب مکاشفت فرو برده ، بدین اندیشه رفت که به چه سان می توان از انسان مطلع،به انسانی دانشمند اعتلا یافت.

 

معرفی کتاب

عنوان کتاب :                                     خلق و مدیریت دانش «چالشی جدید برای مدیران»Km Books

نویسنده:                                                                                                                                                                                 کازو ایچیزو ایکجیرونناکا                                                                                                                                                                                  سال انتشار: ۲۰۰۶                                                                                                                                                         تعداد صفحات: ۳۲۳

معرفی:

این کتاب آخرین نظریه ها در زمینه خلق و مدیریت دانش رو یه زبانی ساده و بی تکلف ارائه می دهد.                                     متخصصان صاحبنظر هر یک از فصول این کتاب را در زمینه تخصصی خود تهیه و تقسیم بندی کرده اند، بعلاوه در هر فصل خلاصه ای در دسترس قرار گرفته بخصوص برای استفاده مدیرانی که میخواهند بدانند چه برنامه هایی می تواند در سازمان آنها پیاده شود بدون اینکه جزئیات پژوهش های صورت گرفته را در هم بریزد.                                                                                                       هر فصل براساس تحقیقی دقیق نگاشته شده است و کتاب بگونه ای سازماندهی شده که خواننده به راحتی فصول مورد علاقه ی خود را پیدا می کند.

مسئله مورد تأکید در این کتاب ابزارهای کاربردی مدیریت دانش در پهنه گسترده و متنوع سازمانها و بخش های اجرایی است .

این کتاب در سه بخش اصلی زیر دسته بندی شده است :

۱.اساس مدیریت و سازماندهی مبتنی بر دانش

۲.زمینه های اجرایی خلق و مدیریت دانش

۳.چالش رهبری در سازمانهای خلق کننده دانش

رودکی

ادبیات فارسی ایران یکی از پر بار ترین ادبیات ها در جهان محسوب می شود . توجه شاعران گذشته به

اموری که شاید تنها چند دهه است که اهمیت آن ها برایمان روشن شده بسیار جالب و مثال زدنی

است .

از این رو بر أن شدم تا شما را با یکی از این پدیده های ادبی آشنا کنم .

رودکی از جمله شاعرانی است که در یکی از مهمترین آثار به جای مانده اش " کلیله و دمنه " اهمیت

بسیاری بر دانش قائل شده است .

این چند بیت که از این منظومه انتخاب شده دلیلی بر این مدعا است :

تا جهان بود از سر آدم فراز

کس نبود از راز دانش بی نیاز

 

مردمان بخرد اندر هر زمان

راز دانش را به هر گونه زبان

 

گرد کردند و گرامی داشتند

تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

 

دانش اندر دل چراغ روشن است

وز همه بد بر تن تو جوشن است

                                             STORYTELLING : THE LARRY CHAIR  

 

قصه گویی : the Larry chair

 

 

قصه گویی یک شکل کارامد تسهیم اطلاعات است چرا که قصه گویی داده ، قوانین ضمنی و ظرافت و موشکافی های رفتار ، که ممکن است بیان آنها به صورت صریح مشکل باشد ، ابلاغ می نماید.

به طور مثال به جای داشتن این قانون ساده برای رستورانها که " جای افراد چاق در صندلی های مخصوص است " ، کارکنان یکی از زنجیره های رستوران Olive Tree ( درخت زیتون ) پیشنهاد دادند تا قوانین و آداب معاشرت ( در ارتباط با همان قانون ساده فوق ) را از طریق داستانهایی با نام Larry chair آماده کنند تا از این طریق این موارد عنوان گردد.در مورد داستان Larry chair در آغاز اینگونه بود که :

در مدتها قبل فردی به نام Larry مشتری نسبتاً چاق یکی از این رستورانها بود که به مدیریت برای کوچک بودن صندلی ها به ویژه آنهایی که دارای دسته بودند ، شکایت می کرد که بسیار کوچک هستند. در نتیجه این شکایت مدیریت ارشد تصمیم گرفت که هر رستوران زنجیره با حداقل 2 صندلی بدون دسته برای جا دادن مشتری های سنگین و چاق تجهیز شوند.

وقتی که این مشتری ها وارد یکی از زنجیره های رستوران Olive treeمی شدند ، به طور محتاطانه به سمت میز دارای یک یا بیش تر صندلی مخصوص هدایت می شدند که این واقعه به داستان Larry chair بر می گردد.

به وسیله حکایت کردن این داستان به کارکنان جدید ، مدیریت یک مجموعه ای جالب از انتظارات خود را ایجاد می کند. Wait staff هدف از صندلی ها و همچنین نیاز به اختیار و به طور اثرگذار اهمیت انجام دادن آنچه که موجب می شود تا مشتری ها احساس خوشایندی داشته باشند را ارزش قائل شدن برای مشتری درک می کنند.

 

 ترجمه شده از كتاب :

 

ESSENTIALS OF KNOWLEDGE MANAGEMENT / Bryan Bergeron

بخشی از کتاب

                                          applying knowledge management

                          TECHNIQUES FOR BUILDING CORPORATE MEMORIES    

                                                          IAN WATSON     

 این کتاب به 3 بخش تقسیم می شود . در بخش اول ، فصل اول به شما سابقه و انگیزش را در ورای مدیریت دانش (KM ) و فرایندها و فعالیت های کلی ذهن را در سیستم KM معرفی

 می کند.

 فصل دوم مسائل بر مبنای استدلال و تفکر (CBR ) را در یک سطح کافی از جزئیات شرح می دهد ، تا به خواننده در آشنا شدن با موضوع CBR و KM و درک مطالعات موردی (case studies ) کمک کننده  باشد.اگر شما نیازمند اطلاعات بیش تری در زمینه کاربردهای خاص CBR ، نرم افزارهای آن و ابزارهایش هستید ، این فصل اشاره هایی را در این باب برای مطالعات آتی فراهم می کند. در واقع هدف این فصل این است تا نشان دهد که چگونه فرایندهای CBR با الزامات یک سیستم KM مطابقت می یابند.

 

 بخش دوم شامل 7 فصل می شود که هر فصل یک مطالعه موردی در زمینه استفاده سیستم KM از CBR را شرح می دهد. این مطالعات موردی انتخاب شده ، منعکس شده از سازمانهای گوناگون ، بخش های تجارت متفاوت و کاربرد گرایی های متنوع است . همه این موارد گفته شده به طور تجاری گسترش یافته و بررسی های نمونه اولیه نیستند.

 

 بخش سوم شامل فصل پایانی است که از یک تکنیک ساده استفاده می کند تا نکته مهم و اوج مبحث از طریق مطالعات موردی قبلی یاد گرفته شود. شما ممکن است به این وسیله به خوبی قادر شوید تا سایر مباحث را از بافت سازمانی خودتان استخراج کنید .من ( نویسنده ) به طور آشکار به وسیله متن و سابقه خودم محدود شده ام .

 

 

                کتاب با یک ضمیمه که نرم افزارهای CBR را برای فروشندگان و مشاوران لیست می کند ،

                به پایان می رسد.

 

براي دريافت كامل متن به صورت فارسي و انگليسي به همراه فايل صوتي آن مي توانيد با ما تماس بگيريد. 

 

 

 

 

معرفی سایت

اگر به دنبال مرجعی هستید که دوست دارید به سادگی و البته به سرعت به سئوالات شما پاسخ بده حتما به سایت زیر مراجعه کنید { در زمینه مدیریت دانش واقعا عالیه }!!!!!!!!!!

    آدرس : http://answers.comAnswers                                                

 

                                       

Knowledge sharing and Quarry answering

 

در عنوان بالا دو اصطلاح مهم در فرهنگ مدیریت دانش را می بینید. Knowledge sharing یا تسهیم دانش که میشه از اون به عنوان اصلی ترین موضوع انسانی در مدیرت دانش یاد کرد. چرا که افراد و سازمانها با تسهیم دانش، بر دانش خود افزوده و قادر به حل مسائل شخصی و سازمانی می شوند.

از طرفی دیگر مزیت اصلی دانش بر اطلاعات قابلیت پاسخگویی و حل مسئله  دانش است؛ ویژگی که اطلاعات فاقد آن است. اگر شما به دنبال اطلاعات به خصوصی می گردید، به راحتی ( البته گاهی هم با ناراحتی) قادر به یافتن آن در گوگل خاهید بود. اما برای یافتن پاسخ پرسشهای خود چه می کنید.؟؟؟؟

در این حالت به Quarry answering یا جستجوی پاسخی نیاز خواهید داشت.

Yahoo answer یکی از اولین این نوع سیستم هاست. سیستمی که با مدیریت تسهیم دانش در جوامع ( communities ) تخصصی و غیر تخصصی، بهترین پاسخ برای پرسشهای شما را پیدا می کند. حتما" سری به yahoo answer  بزنید.

سایت فارسی irexpert.ir هم سایت متخصصان ایرانی است که همین کار را انجام می دهد.

جهان آگاه

امروزه ارزش و اهمیت مدیریت دانش و اطلاعات برای مدیران ارگان ها و سازمان ها و شرکت ها و ... واضح

و روشن شده در نتیجه برای رفع این نیاز ایجاد شده شرکت های نرم افزاری نیز به تلاش و تکاپو افتاده اند

شرکت  ABBYY یکی از این شرکت هاست . در سایت این شرکت یک بخش Case_Studies وجود دارد که

مورد های جالبی را بررسی می کند .

 آدرس این شرکت :

http://www.abbyy.com

سایت جامع Kmworld

سلام

اگه می خواید به یه سایت جامع در موضوعات مختلف مدیریت دانش دسترسی داشته باشید، حتما" یه سری به  KMworld بزنید. OK؟

E-Book of KM

کتاب essentials of knowledge management رو برای دانلود گذاشتم. کتاب کاملیه. اگه می خواید اطلاعاتتون درباره مدیریت دانش کامل تر بشه حتما" دانلود کنید و بخونیدش.

Essentials of Knowledge Management,2003

ماهنامه الکترونیکی دانش

سلام

بالاخره نسخه الکترونیکی پیش شماره ماهنامه

دانش

(ماهنامه کانون سرمایه های فکری/انجمن علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران)

منتشر شد

حتما" دانلودش کنید، بخونیدش و نظرتونو راجع بهش بگید.

با تشکر

پیش شماره ماهنامه دانش(ICA)

 

فیلم های الهام بخش دربارهKM

بازم چندتا فیلم کوتاه دیگه درباره مدیریت دانش.

KM Inspire1

KM inspire2

KM inspire3

امیدوارم از تماشای این فیلما لذت ببرید

فیلمی کوتاه درباره مدیریت دانش

بد نیست اگه تیزر شرکت IBM درباره مدیریت دانش رو ببینید.فقط توجه داشته باشین که فرمت این فیلم flv یه.برای دیدنش codec های مربوطه برای ویندوز XP و ویستا رو هم دانلود کنید.

 

IBM Lotus Notes

codec pack for XP

codec for vista

امیدوارم خوشتون بیاد.

اسلایدهایی زیبا درباره مدیریت دانش

اگر هیچی درباره مدیریت دانش نمیدونید، حتما" اسلایدای زیرو تماشا کنید. اگرم میدونید بازم تماشا کنید. فکر نمی کنم دیدن این اسلایدا خالی از لطف باشه.

 

Beautiful slides about knowledge managementl

 

ماهنامه دانش-پیش شماره

سلام دوستان

پیش شماره ماهنامه کانون سرمایه های فکری موسوم به ماهنامه دانش در ۵م خرداد ۸۷ در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران منتشر خواهد شد.

هدف ما از انتشار این ماهنامه برآورده کردن یکی از مهم ترین اصول مدیریت دانش که نشر و تسهیم دانش می باشد، است.

سعی ما اینست که این ماهنامه از حالت یک طرفه خارج  شود و شما عزیزان نیز اگر مطالب جالب و کوتاه در رابطه با مدیریت دانش دارید،بتوانید آن را در یکی از ستونهای ماهنامه منتشر کنید.

پیشاپیش از پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان درباره این ماهنامه استقبال می کنیم.

وعده ما، یکشنبه، ۵ خرداد ۸۷، انجمن علمی دانشکده مدیریت(محل پخش ماهنامه)

(نسخه الکترونیکی ماهنامه را متعاقبا" از همین وبلاگ دریافت خواهید کرد.)